« موقع » - كه عوامل فصاحت به شمار مىروند - رعايت شود .
اين بود سخن امام معتزلى كه در آن روش فلسفى را در پيش گرفته امّا مقصودش همان است كه ما بيان داشتيم ، شايد منظور او از « مواضعه » وضع لغوى كلمه باشد كه شامل اصل لغوى ، حقيقت عرفيه ، مجاز ، استعاره ، تشبيه و . . . مىشود ، و مقصودش از « موقع » موقعيت كلمه در كلام ، و تناسب و انسجام و هماهنگى آن با ساير كلمات باشد و يا نظر به موقعيتش از حيث وضع در كلام دارد ، به اين كه فاعل يا مفعول يا حال و يا . . . واقع شده باشد امّا به هر حال او تنها به بنا و ساختار كلمه نظر ندارد بلكه مقصودش جايگاه آن از جهت اعراب است .
بنابر اين مشاهده مىكنيم كه لفظ پس از تركيب با الفاظ ديگر ، بلاغتش نمايان مىشود ، و در كلام مردم ممكن است يك كلمه در جايى بليغ باشد امّا در جايى ديگر نه ، امّا در كلام خدا ، پيوسته بليغ است ، زيرا فرستندهء قرآن يعنى خدا ، كلمات را در جاى خود قرار مىدهد ، امّا در سخنان مردم گاهى يك لفظ در جايى فصيح است و در جاى ديگر نه .
از اين رو « عبد الجبار » در زمينهء اختلاف و ناسازگارى كلمات مردم چنين مىگويد :
« اگر كلامى فصيحتر از ديگرى باشد ، حتما در آن امورى كه قبلا گذشت يا برخى از آنها ، رعايت شده است ، و ممكن است به كارگيرى لفظى در معنايى بهتر از به كارگيرى آن لفظ در معناى ديگر باشد . » و اللّه اعلم .
2 - اعجاز اسلوب قرآن
پيش از اين كه دربارهء الفاظ قرآن به تنهايى بحث مىكرديم ، گفتيم كه : لفظ به تنهايى در ضمن اسلوب داراى بلاغتى خاصّ است ، و هر كلمه - جداى از كلمات ديگر - داراى معنايى هماهنگ با جمله مىباشد و به تنهايى داراى اسلوبى در سخن است كه جزئى از اسلوب كلّى ، گفتار را شكل مىدهد ، و خاطر نشان ساختيم كه اين سخن بدان معنى نيست كه كلمه به خودى خود و جدا