است ، پس آب جوشان از بالا بر سر بدكار فرو مىريزد ، فرو ريختن آب از بالا دردآور است گر چه آب سرد باشد ، تا چه رسد كه عذاب باشد ، كه ديگر براى خنك شدن نيست بلكه براى شكنجه است .
اضافهء « عذاب » به « حميم » اضافهء بيانيّه است ، يعنى عذابى كه مقصود از آن « حميم » و « حميم » آب روان داغ و فوق العاده جوش است ، و اين عذابى است كه از بالاى سر فرو مىريزد ، و پوستش را آب مىكند ، و چربيش را مىگدازد .
پس معناى آيات روى هم رفته اين است كه عذاب ذلّت بار در غذايى از باقيمانده روغن زيتون گنديده است كه از فرط تعفّن يا حرارت در شكم ، مى جوشد ، و در اين حالت محاصره شده و با نهايت شدت و سختى به ميان جهنم پرتاب مىشود و سپس از بالاى سرش آب روان بسيار داغ به سرعت فرو مىريزد ، و تمام بدن او را ذوب مىكند .
در كنار اين كيفر ذلّت بار ، و دردناك و شديد ، با استهزاء و تمسخر وى را شكنجه روحى مىدهند ، و با زبان حال مىگويد :
« ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ »
تا بداند كه او فردى سركش بوده است .
اين بود قسمتى از آيات كريمه قرآن كه داراى الفاظى بلند مرتبه و روشنگر است ، هر كلمهاى از قرآن نمودى ويژه خود دارد و بر معنايى ژرف دلالت مىكند . و با پيوسته شدن به كلمات ديگر اسلوب روشن و زيبايى سخن را پديد مىآورد . و همانطور كه عكسها و تصويرهاى طبيعى نمايانگر موجودات زنده است ، قالبها و صورتهاى بيانى قرآن نيز داراى نمودى عالى و نمايى با شكوه است ، كه در هيچ سخنى غير از آن يافت نمىشود .
اسلوبهاى زيباى سخن قرآن بيشتر از همه در قصص قرآن آشكار مىشود - گر چه همهء سخنان آن روشن و دلپذير است مثلا در هنگام پاسخ دادن به شبهات فكر و عقيدتى ، آن را به طور آشكار به تصوير مىكشد - و چون مى خواهد مردى را توصيف كند ، به خوبى مىيابيم كه از دل و ضمير او خبر مىدهد .