بنابراين درخت زقوم ، درختى است كه ميوههاى ناپسند و ناگوارا مىدهد ، و كسى آن را به اختيار نمىخورد ، مگر بخاطر ترس از قدرتمند ، يا از گرسنگى ، و يا كسى باشد كه هر چيزى را با هر نوع طعمى گر چه تلخ باشد مىخورد و تعبير به « شجرة زقوم » اشاره به اين است كه غذاى ناپسند آن چون ميوهء درختان هميشگى است .
و در اين جا و در آيهء ديگرى خاطر نشان مىسازد كه اين درخت از اصل جهنم مىرويد و از ثمرات اوست ، و اين نشان دهنده كيفيت غذا و جايگاه انسان خوش گذران در دنياست ، كه از چاهى آتشين به چاهى مثل آن منتقل مىشود ، و زندگى و جايگاه او در آن است ، و خوراكش از ميوههاى درختان آن است ، و چه بدجايى است جايگاه كافران ! كلمهء دوّم : « طعام الاثيم » است ، كسانى كه دربارهء الفاظ قرآن سخن راندهاند ، مى گويند : « اثم » امرى است كه انسان را نسبت به كار خير سست مىكند ، و آن را به تعويق يا تأخير مىاندازد ، اين جا تعبير به « اثيم » شده است كه صيغه مبالغه اثم و صفت مشبههاى است كه دلالت بر حالت هميشگى و مستمر دارد ، يعنى : او بسيار مرتكب « اثم » مىشود . و از اين رو او را به صفت مشبه توصيف كرده است كه اين وصف هميشگى اوست ، زيرا همانطور كه گفتيم :
صفت مشبه چنين اقتضاء مىكند كه موصوف دايما همراه با اين صفت باشد و از او جدا نشود و صفت هم از موصوف جدا نگردد .
اين جا دو معنى استفاده مىشود كه هر دو نشانهء بلاغت لفظ و عظمت معنى است .
اوّل : ذكر صفت « اثيم » اشاره به اين است كه علّت اين جزا ، اثم دايم و زياد او در دنياست ، بنابراين جز از جنس عمل است ، و مقتضاى عدالت اين است كه بد كار با نيكوكار يكسان نباشد ، چنانچه كور دل با روشن ضمير يكسان نيست .
دوّم : اين ثمر ناپسندى كه از درختى در آتش جهنم پديد مىآيد ، و خوراك دايم و مستمرى است كه براى سركشان ، هديه آورده مىشود ، آنان هرگز طعم
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص١٤٥