غذاى گوارا را نمىچشند ، زيرا در دنيا به مردم غذاى گوارا نمىچشاندند ، بنابراين جزاى پليد جز پليدى نيست .
كلمهء سوّم :
« كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ »
است ، « مهل » يعنى : دردى و ته نشين روغن زيتون كه معمولا سياه و تيره است ، و ذاتا پست و بى ارزش است ، بعد قرآن صفت
« يَغْلِي فِي الْبُطُونِ »
را براى آن آورده است ، يعنى بقاياى متعفن و پليد روغن پس از جوشيدن و جوشيدن آن يا بر اثر ترشى روغن است ، مانند اشياء متعفّن كه تخمير مىشوند ، و با روغن جوشانده مىشوند و يا بر اثر حرارت شديد است و شايد جوشيدن بر اثر هر دو با هم باشد و در هر دو حال متعفن است و بنابراين درون شكم غذاى ناگوار و پليدى ، وارد مىشود - اگر مادّهء غذا در آن باشد - امّا غذاى گوارايى نيست ، و اگر او نمىميرد و زنده مىماند ، به خاطر اين است كه همواره در رنج و درد و بى خبرى به سر برد ، پس غذاى او بد طعم ، ناگوار و هميشه دردناك است .
برخى گفتهاند : در اين جا بهتر است كه بگوييم : جوشيدن بر اثر عفونت بقاياى روغن زيتون است ، زيرا در تشبيهى كه در جمله بعد آمده ، فرموده است :
« كَغَلْيِ الْحَمِيمِ »
يعنى : آب داغ وقتى به نهايت درجه حرارت مىرسد ، مىجوشد ، و غليان آن شدت پيدا مىكند . پاسخ اين است كه : روغن زيتون از فرط حرارت مىجوشد ، نظير غليان آب و او در اين حال بسيار داغ است ، زيرا در نهايت درجه حرارت مىباشد ، و امّا تشبيه آن به آب ، مانند بسيارى از تشبيهات قرآن براى نزديك ساختن به ذهن است ، بنابراين جوشان و غليان ، به سبب عفونت و حرارت هر دو مىباشد .
كلمهء سوّم و چهارم :
« خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ »
هر كدام از اين كلمات بيانگر حالتى سخت براى كسى است كه نافرمانى و سركشى نموده است ، و چون خود را بى نياز پنداشته ، گمراه شده است .
واژهء « اخذ » حاكى از گرفتن با خشونت و زور است ، نظير اين آيه :
وَ كَذلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ الْقُرى وَ هِيَ ظالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ
« اين گونه است سخت گيرى پروردگار ، هر گاه بخواهد ديار ستمكاران را