تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
وَ أَتْبَعْناهُمْ فِي هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ
« در اين دنيا در پى آنها لعنت فرستاديم ، و در آخرت آنان را از زشتكاران ساختيم » 55 به همين معنى مىباشند ، قرار دادن اين كلمه در آيه مورد بحث ، نكتهء بلاغى ژرفى دارد ، و اشاره به اين است كه شيطان به دنبال كسانى مىرود كه آيات و بيّنات حق را رها مىكنند ، بنابراين نخستين درجهء گمراهى رها كردن نشانه‌هاى حق مىباشد - كه از قدرت و توانايى زياد برخوردارند - و پس از آن شيطان وارد معركه شده و مسأله را پى گيرى مىكند ، تا به نهايت درجه گمراهى برسد ، و بعد از آن از « غاوين » ( بى راهان ) خواهد شد ، و « غوايه » به معناى جهل كشنده كه همراه با عقيده فاسد و مردود است ، گويا او با تهى شدن از اسباب معرفت و حقيقت ، از يك انسان آگاه به آيات و نشانه‌ها ، به فردى جاهل كه جهلش او را به هلاكت رسانده ، تبديل مىشود . كلمه سوّم :
« أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ »
يعنى زمين را تكيه گاه خود قرار داد ، و گمان كرد كه اعتماد به آن ، او را جاويد ، باقى و هميشگى ، قرار خواهد داد ، و او به هر صورت خواهان بقاست و مقابله اين جمله با جمله
« لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها »
بيانگر اين است كه اوّلا : او پستى و فرومايگى را به جاى رفعت و عظمت برگزيده است ، و ثانيا : رفعت در سايه حق طلبى ، ايمان ، پاسخ دادن به بيّنات و جدا نكردن اسباب آن ، به وجود مىآيد ، و همه اين معانى از مقابله ارتفاع با اخلاد در زمين ، استفاده مىشود . در اين جا اسلوب دلپذيرى را مشاهده مىكنيم كه در آن شكلهاى برجسته با الفاظ بيان شده‌اند ، پس حال فردى را بيان مىكند كه خداوند ، اسباب ايمان به حق را به او عنايت كرده است ، و طورى با او پيوند خورده ، كه گويا جزئى از هستى و ساخت اوست ، ولى او بخاطر فرو ماندن در زمين و دلبستگى و پيوند با آن جامهء حق و نشانه‌هاى آشكار را ، با فرو رفتن در گمراهى مكررّ و هميشگى ، بيرون افكند ، تا از هدايت بى نصيب شد . و اين مسأله ، اشارهء بيانيه است به اين كه : او هدايت پس از عمل مستمر و هميشگى را ، رها كرد ، به اين ترتيب كه با پيروى از هواى نفس بدى را آغاز كرد ، بعد بر اثر تكرار ، آثارى در نفس