تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
چون خدا به او نعمت دهد او را دوست ندارد و به دو اخلاص نورزد ، بلكه خود را بى نياز پندارد ، و نتيجه بى نيازى طغيان و ستم انسان به ديگر انسانهاست ، كه به دنبال آن فساد زياد و شر فراوان پديد مىآيد . كلمهء سوّم : « نأى بجانبه » « نأى » به معناى دورى است و « بجانبه » يعنى : رفتن به سوى غير خدا ، و گام برداشتن در گمراهى دور ، « زمخشرى » مى گويد ، « نأى بجانبه » تأكيد معناى « اعرض » است . به نظر ما اين جمله از آن جهت تاكيد « اعراض » است كه گام دوّم پس از « اعراض » مى باشد ، پس اعراض از كلام ، گوش ندادن به آن ، و توجّه نداشتن به دعوت حق است ، و اين گام پس از دورى و جدايى از خداست . اين كلمات از نظر سياق ، بعضى در هماهنگى متوقف بر بعضى هستند ، به طورى كه به دنبال هر معنى ، معنايى شبيه به آن متناسب و مترتب بر آن مىآيد . و از مجموع آنها ، چگونگى اثر نعمت در ايجاد تدريجى كفر و ناسپاسى تا رسيدن به دورى كامل از خدا روشن مىشود پس اطاعت حق در يكسو ، و آن كه به او نعمت ارزانى شده در سوى ديگر ، يعنى جانب گمراهى و نافرمانى قرار مىگيرد و به دنبال آن طغيان پديد مىآيد . ناگفته پيداست كه تمام الفاظ در به وجود آمدن اسلوب كلام سهيمند ، و هر كلمه به تنهايى داراى اسلوب سخن است ، بنابراين « انعام خداوند » بيانگر اسلوب بيانى براى منعم و فيض نعمتهاى الهى نسبت به اوست ، و اعراض و روى گرداندن اسلوب حسّى است ، و به دنبال آن دور شدن « نأى » مىباشد . اين است بيان حال كسى كه به نعمتهاى حق ، كفران ورزيد ، و به آنها اقرار ننمود و سپاسگزارى نكرد ، با اين كه شكر و سپاسگزارى منعم ، به حكم عقل واجب است ، و اين حكم از ضمير پاك سرچشمه مىگيرد . پس از اسلوب كلام به اسلوب كلمات به تنهايى مىپردازيم ، زيرا هر كلمه به تنهايى داراى اسلوب بيانى است ، كه بعد روى هم رفته و مشتركا نشان دهندهء تصوير كامل از فردى است كه به نعمتها و روزيهاى خداوند ناسپاسى كرده و
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 134 | محمد أبو زهرة / محمود ذبيحى