كه سخنگوى خدا ، و از جنس معترضين و اشكال كنندگان است ، تا بتواند رو در رو ، پاسخگوى آنان باشد ، و در اين انتقال ارزش تنبيه و اخطار به چشم مىخورد ، و نيز تجديد و تنوع در سخن ، و اسلوب در بلاغت مشاهده مىشود .
سوّم : كلمهء « شاكله » كه عبارت است از هيأت ، شكل ، طبيعت و راهى كه انسان آن را مىپيمايد ، چه گمراهى مانند دسته اوّل و چه هدايت كه در آخر آيه به آن اشاره شده است ، و « شاكله » بر روش و راه اطلاق مىشود ، و به قول زمخشرى اين كلمه بر گرفته شده از گفته عرب « طريق ذو شواكل » يعنى راههايى كه از يك راه گرفته شده است ، مى باشد .
در اين جملات ، معانى دقيق وجود دارد ، كه ناشى از اسلوب كلمات ، و مقصود عبارات و مقابله زيباست ، كه مردم را به دو دسته تقسيم كرده است ، دستهاى در برابر نعمت ، روى گردان ، و به دنبالش ستم ، طغيان نموده ، و در روى زمين فساد مىكنند ، و دستهء ديگر ، بردبار و خويشتن دارند و هنگام نعمت سركشى نمىكنند ، بلكه با بردبارى سپاسگزارى و اطاعت حق مىكنند . امّا دستهء اوّل افرادى پريشان خاطر و بىثباتند ، به هنگام نعمت طغيان و استكبار مىورزند ، و به وقت سختى و بلا نااميد مىشوند ، و با نااميد شدن از خدا ، كافر مى گردند .
و خداوند به هر دو دسته ، اطّلاع كامل دارد ، و راه را براى هر دو باز گذاشته است آخرين جملهء آيه اين است
« فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبِيلًا »
ما در اين جا شاهد تابش پرفروغ معانى اين كلمات هستيم .
1 - « فاء » مى فهماند كه : جزا نتيجه كردار است .
2 - تعبير به « ربّكم » اشاره به اين است كه اوست كه جهان را آفريد و همه را به حد كمال رساند ، و او مربّى و كامل كننده است ، و هر چيزى را به هدف خود مىرساند .
3 - او به آنچه آفريده آگاهى كامل دارد .
4 - علم كامل خود را به « صفت تفضيلى » تعبير كرده است ، كه بيانگر آن است كه در مقام مقايسه - اگر برترى وجود داشته باشد - علمى بالاتر از