آنها را راهى براى ستم بر بندگان و كفر به پروردگار و پادشاه مردم گرفته است .
سپس حال اين فرد را كه نعمت به او نرسيده و گرفتار شده است بيان مىكند ، و در اين جا دو كلمه وجود دارد كه بيانگر گرفتارى شديد و روى آوردن به كفر مىباشد . آن دو كلمه
« مَسَّهُ الشَّرُّ »
و
« كانَ يَؤُساً »
است ، « مسّ » عبارت است از رسيدن شرّ ، و اين تعبير حاكى از آن است كه رسيدن شرّ - هر چند هم اندك باشد - فرد را دچار يأس و نااميدى مىسازد و « شرّ » هر چيزى است كه مورد ميل و رغبت نيست . و بر امور زيان آور حسّى و قلبى و بر بديهاى طبيعى ، اطلاق مىشود ، و « شرّ » در اين آيه هم شامل امور زيان آور مىشود ، مثل آيهء شريفه :
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ
« و هر گاه آدمى به رنج يا زيانى در افتد ، همان لحظه به هر حالت باشد از نشسته و خفته و ايستاده فورا ما را به دعا مىخواند ، آنگاه كه رنج و زيانش بر طرف شود ، باز چنان به حال اوّل بر گردد كه گويى هيچ ما را براى دفع ضرر و رنج خود نخوانده است » . 47 و هم شامل نتايج طغيان و نافرمانى انسان مىشود ، پس خداوند او را به رو در مىافكند و هم شامل عذابى مىشود كه جزاى عمل اوست ، و هر گاه نعمتى را كه خدا به او داده ، انكار كند و روى گردانيده و دور شود ، چون كسى كه نسبت به نعمت او طغيان كند ، با سلب نعمت از او خوار و پست مىگردد و با نازل شدن بلا بر او دچار نااميدى مطلق مىشود .
« كان » در جملهء
« كانَ يَؤُساً »
دلالت بر لزوم و استمرار دارد ، مانند آيه شريفه
« . . . وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً »
48 « خداوند آمرزنده و مهربان است » و كلمهء « يئوسأ » صيغه مبالغه است و دلالت بر لزوم يأس و جدا نشدن آن از انسان مىكند ، پس هميشه در حال سختى و نااميدى به سر مىبرد ، اگر خداوند به او نعمت دهد طغيان مىكند و كفر مىورزد ، و اگر او را با شرّ و سختى بيازمايد ، باز كافر مىشود .
بدون ترديد اين جملات و كلمات عالى ، بيانگر حال فرد منحرف و