نگاهى به الفاظ قرآن
الفاظ قرآن در ضمن اسلوبهاى جالب سخن قرار دارند و ما ايمان داريم كه هر لفظى در قرآن داراى معنايى مستقل و درخشندگى فزاينده است كه با كمك ساير كلمات ، سازندهء اسلوب و عبارتهاى جامع ، در معانى فراگير است ، و عبارتها به صورت جمعى به يكديگر كمك مىكنند .
ما هرگز توان شمارش اين جوانب را در مورد زيبايى الفاظ قرآن نداريم ، امّا در حدّ توان خود - بدون اين كه به هدف نهايى برسيم - نمونههايى را ذكر مى كنيم ، تا شايد بتوانيم به اين هدف نزديك شويم گر چه اين هم بالاتر از توان ماست ، پيش از ما نيز ، سخنوران بزرگ دست به چنين كارى زدهاند .
اين آيه را قراءت كن :
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ
« خداوند براى شما شهرى را مثل مىزند كه در آن امنيت و آسايش حكمفرما بود ، و از هر جانب روزى فراوان به آن مىرسيد تا آن كه ( اهل ) آن شهر نعمت خدا را كفران كردند ، در نتيجه خدا هم به خاطر كفرانشان ، طعم گرسنگى و بيمناكى را به آنها چشاند » 43 .
هرگاه اين آيه را بخوانيم و دوباره در آن دقت كنيم ، مى يابيم كه هر كلمهاى در جاى خود قرار دارد و از آن جا جدا نمىشود ، و اگر آن را جدا كنيم كلمهء ديگرى جاى خاليش را پر نمىكند .
اينك مىپردازيم به ويژگيهاى كلماتى كه در اين آيه به كار رفته است .
اوّل : كلمهء « امنه » از ريشه « امن » به معناى نهراسيدن از حمله دشمن و هجوم بيگانه مىباشد ، و شايد مقصود از شهر امن مكّه باشد يا اين كه اين شهر همان شهر است كه خداوند فرموده است :
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ
« آيا ( كافران ) نديدند كه آن شهر را حرم امن و امان قرار داديم ، در صورتى كه مردم ضعيف را به قتل و غارت مىربايند آيا ( با وجود اين نعمت