تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
بلاغت و بيان خارج كنيم و چيزى شبيه به آن از قبيل فصاحت و جزالت و . . . به حساب آوريم كه اينها سبب برترى نظم كلام و موجب مزايايى است كه پيش از اين ، آنها را توضيح داديم . . . و اگر كسى در مورد هماهنگى حروف دچار انحراف شود و آن را به تنهايى - همچون ساير اقسام بلاغت - عامل اعجاز قرآن بداند ، بايد به او بگوييم كه بنابراين بايد الفاظ بدون نظر به آهنگ و ترتيب معانى ، خود داراى نظم و ترتيب و اعجاز باشد ، در حالى كه چنين نيست » 42 . از آنچه تاكنون گفتيم چنين به دست مىآيد كه اختلاف بين « جرجانى » و « خطابى » و « جاحظ » در دو امر غير اساسى است . 1 - « جرجانى » براى لفظ به تنهايى ، فصاحت و بلاغت قايل نيست ، مگر در ضمن كلام پيوسته ، و بنابراين نظر هماهنگى اصلى و واقعى مربوط به معانى است ، و الفاظ ، آشكارا بر آنها دلالت دارند ، و هماهنگى اوليه در معانى مىباشد . 2 - وى فصاحت را چيزى غير از بلاغت نمىداند ، زيرا فصاحت - به نظر كسى كه آن را غير از بلاغت مىداند - عبارت از هماهنگى حروف ، و ارتباط كلمات مىباشد ، و الفاظ - چنان كه « ابن اثير » مىگويد - گاهى داراى زيبايى است و گاهى نه . در حقيقت اين نزاع لفظى است ، و مباحث لفظى جاى چون و چرا نيست ، همانا بحث و گفتگو در واقعيات و حقايق است نه در اصطلاح و امور ظاهرى . « جرجانى » مىپذيرد كه الفاظ را بهره‌اى از زيبايى است ، و آنها با آهنگ و لحن خود ، با نظم و اسلوب معانى را يارى مىكنند ، امّا وى الفاظ را به تنهايى كافى براى اعجاز نمىداند ، و ما با او در اين جهت هم عقيده هستيم ، و مى گوييم : اعجاز در چيزهاى زيادى است از جمله انسجام كلمات ، و چيزهايى كه از آن ناشى مىشود ، يعنى معانى شكلهاى بيانى و اسلوبى كه از نظر الحان و فواصل ، موزون است ، به طورى كه هيچ كس چنين اسلوبى را با چنين الفاظى محكم و معانيى صحيح پيش از قرآن مشاهده نكرده بود .
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 129 | محمد أبو زهرة / محمود ذبيحى