تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
است ، نه چيز ديگر ، و شبيه آن جز در سخن منظوم و مسجع عرب ديده نشده است » . با اين بيان روشن شد كه « رافعى » نظر جرجانى را مبنى بر اين كه كلمات به تنهايى داراى امتيازات ويژه‌اى نيستند ، قبول ندارد . اين دو عقيده در به دو امر در اين جهت كه آيا فصاحت كلمه ، جزو بلاغت و فصاحت محسوب مىشود يا نه ؟ مخالف با هم به نظر مىرسند ، امّا در واقع بين آن دو فرقى نيست ، زيرا اوّلى به كلمه كه جزء است نظر ندارد بلكه به جملاتى كه از كلمات فراهم مىآيد نظر دارد ، و دوّمى به اجزاء ( كلمات ) و هم به مجموع ( جملات ) نظر دارد ، و زمانى مجموع را بليغ مىداند كه از حروف و كلماتى مرتبط و هماهنگ از نظر نغمه و ترتيل و ترتيب سخن ، تشكيل شده باشد . ترديدى نيست كه به تنهايى و جداى از مجموع سخن ، بلاغت و معنا ندارد مثلا كلمه « شجر » ( درخت ) به تنهايى معناى مفيدى ندارد ، مگر اين كه در يك جمله‌اى قرار گيرد كه داراى معناى مفيدى باشد ، و آن كلمه از نظر حروف و درشتى و نرمى هماهنگ با ساير كلمات باشد به طورى كه با يكديگر در لحن سخن و مقصود و حقيقت كلام پيوسته باشند . بنابراين كلمه به تنهايى رسا نيست ، بلكه با پيوستن به كلمات ديگر داراى معناى قوّى و نغمهء زيبا و سرودى مىشود كه دلها را سيراب مىكند و به آن آرامش مىبخشد ، و هنگام انذار ، بدنها را مىلرزاند ، و به وقت تبشير آن را آرام مىسازد و اگر به تفكر بخواند ، عقلها را وادار به انديشه مىكند . « خطابى » - در گذشته به سال 388 ه - از طرفداران اين نظريه است ، وى در رساله‌اش مىگويد : « قرآن از آن جهت معجزه است كه به فصيح‌ترين الفاظ در بهترين قالبها نازل شده است ، و در بردارندهء عالىترين مفاهيم است و آنها عبارتند از : توحيد حق تعالى ، تنزيه او در صفات ، دعوت به طاعت او ، توضيح روش عبادت حق در مورد حلال و حرام و منع و اباحه ، موعظه و تهذيب ، امر به معروف و نهى از