تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
سخن به منظور تأييد معناى تازه تأسيس باشد ، داراى لطافت و فصاحت بيشترى خواهد بود و چنانچه الفاظ و معانى با يكديگر هماهنگ باشند و هيچ كدام بر ديگرى برترى نداشته باشد ، باز در مرتبهء بالاترى از فصاحت قرار خواهد گرفت » 40 از اين عبارت معلوم مىشود كه نظر « باقلانى » اين است كه : الفاظ قرآن ، بهترين الفاظ در هر كلامى بوده و داراى رونقى خاص است ، كه مؤثر در اعجاز قرآن مىباشد ، و شكل كلمه و مخارج حروف آن از شكوه و جلال ذاتى برخوردار است ، چرا كه از جانب خداى عزيز و حكيم است . از متأخرين نيز آنها كه دربارهء اعجاز قرآن كتابى نوشته‌اند ، معتقدند كه : كلمات قرآن از نظر ادا كردن با مدّ و غنّ ، و آهنگهاى موسيقى ، و نغمه‌هاى شيرين ، فصاحتى ويژه دارد ، بنابراين تنها تناسب ، بين الفاظ از نظر معنى نيست بلكه اين تناسب در آهنگ الفاظ نيز به چشم مىخورد ، و اگر خداوند متعال ترتيلى را براى قرآن برگزيده است كه در آن نغمه و مدّ و آهنگ الفاظ ديده مىشود ، طبعا بايد هر لفظى به خاطر برترى خودش بر ساير كلمات - نه برترى در مجموع كلام - انتخاب شود . « رافعى » از طرفداران اين نظر است ، وى در كتاب « اعجاز القرآن » مى نويسد : « وقتى قرآن بر عرب قراءت شد دريافتند كه : حروف آن در كلماتش و كلمات آن در جمله‌هايش ، آهنگهاى لغوى با شكوهى دارد ، گويا از شدّت ارتباط و تناسب با يكديگر ، يك نگارش است و قراءت آن عين كتابت آن است آنان دانستند كه ياراى مقابله با قرآن را ندارند ، و اين امر ، ناتوانى آنان را بيش از پيش آشكار نمود ، به طورى كه افرادى چون مسيلمه كه در صدد معارضه بر آمدند در ساخته‌هاى خرافى خود ، به چيزهايى كه آنها را آهنگ موسيقى يا شبيه آن مىپنداشت ميل پيدا كردند ، امّا از جنبه‌هاى ديگرى چون تصرف در لغت و اسلوبها و زيباييهاى آن ، و دقايق نظم و تركيب سخن غافل شدند ، گويا دريافته بودند كه نخستين تأثير قرآن در ميان عربها ، همان اوزان كلمات و آهنگ حروف