كه اعجاز آن براى تو آشكار مىشود ، و آنچه مىبينى و مىشنوى تو را خيره مىسازد ، و برترى قاطع و آشكار آن را احساس مىكنى ، همهء اينها نتيجهء ارتباط كلمات با يكديگر و هماهنگى آنها با هم است .
اگر ترديد دارى دقت كن ! هر كلمهاى را به تنهايى و جدا از ساير كلمات آيه به كار ببر ؟ مثلا بگو « ابلعى » و جملهء قبل و بعد آن را نياور ، و همچنين ساير كلمات . . . آيا فصاحتى كه در آيه است دارد ؟ بديهى است كه عظمت آيه از آن جا شروع مىشود كه زمين مورد خطاب قرار مىگيرد ، و بعد به آن فرمان داده مىشود ، سپس نداء به حرف « يا » صورت مىپذيرد نه « اى » . . . آنگاه « ماء » به « كاف » اضافه مىشود . . . » .
وى اضافه مىكند كه : « دليل اين كه كلمه به خودى خود ، داراى فصاحت و بلاغت نيست ، اين است كه گاهى در كلامى جلوه و زيبايى دارد ، و در كلام ديگر نه ، و اگر فصاحت و زيبايى آن ذاتى بود ، بايد هميشه چنين مىبود » 39 .
نتيجه اين كه زيبايى كلام بستگى به پيوستگى الفاظ در سخن ندارد ، بلكه به ارتباط و تناسب معانى با يكديگر از ديدگاه عقل ، مربوط است .
« جرجانى » دربارهء اثبات اين كه كلمات و حروف به تنهايى فصاحت و زيبايى و زشتى ندارند ، بلكه بلاغت و زيبايى آنها به ترتيب آنها در جمله و پيوستگى معانى آنها با يكديگر مربوط مىشود ، به طور مبسوط سخن گفته است .
بنابراين ارزش سخن و كلام هر كس به اندازه توان او در انتخاب الفاظى است كه در معنى ، با هم سازگار و هماهنگ باشند .
و نيز از گفتار وى استفاده مىشود كه : « نظم » به تنهايى و بدون در نظر گرفتن معنى كافى براى فصاحت نيست ، و مقصودش از نظم ، كلمات است نه همهء كلام ، كه با آهنگ محكم يا آرام خود ، به طور سريع در جان نفوذ كرده ، تا به ژرفاى آن برسد .
اين نظر « جرجانى » است ، كه از ارزش خاصّ برخوردار است ، وى فصاحت و بلاغت را در اسلوب و مجموع عبارتهايى كه بر معانى مرتبط به هم دلالت مىنمايند و الفاظ را در دلالت بر آن معانى هماهنگ مىكنند ، منحصر
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص١٢٤