قانون صحيح بوده است و بر ساير قوانين برترى دارد و اين نوع از اعجاز براى همهء طبقات و نسلها معجزه است و بيان آن نياز به مجلداتى پر حجم دارد ، از اين رو نخست به بيان نوع اوّل كه اعجاز در بلاغت باشد مىپردازيم .
اعجاز قرآن از نظر بلاغت
اين وجه را بر ساير وجوه اعجاز مقدم داشتيم ، زيرا درك آن براى عرب آشكار بود ، و آنان را در ابتداى نزول قرآن مدهوش و مبهوت ساخت . آنان سبكها و روشهاى آن را درك مىكردند ، چه اين كه آنان سخن و شعر را با گوش حسّ كرده و با هوش خود سنجيده و درك مىكردند ، و كامل را از ناقص تشخيص مىدادند و با فراست و لياقت فطرى خود ، به سخن و شعر زيبا گرايش پيدا مىكردند .
در اين جا نمونهاى از نقد آنان را [ كه حاكى از ذوق سرشار آنان در بلاغت است ] بازگو مىكنيم :
« حسّان بن ثابت » در بازار « عكاظ » بر « خنساء » [ شاعرهء شهير ] دو بيتى خود را چنين خواند :
لنا الجفنات الغرّ يلمعن بالضحى * و اسيافنا يقطرن من نجدة دما
ولدنا بنى العنقاء و ابنى محرّق * فاكرم بنا خالا ، و اكرم بنا ابنا
« خنساء » با ذوق و درك نقاد خود فورا به عيوب آن پى برد ، عيوبى كه جز افراد داراى ذوق سرشار و انديشهء درست در مورد فكر مستقيم لفظ و معنى آن را درك نمى كنند .
وى به « حسان » گفت : « افتخار خود را ناچيز كردى ، و در هشت جا زبون ساختى » .
حسان گفت : چگونه ؟ خنساء گفت : « جفنات » كمتر از ده است و اگر مى گفتى « جفان » افراد بيشترى را شامل مىشد ، و گفتى « غرّ » به معنى سفيدى در پيشانى ، و اگر مىگفتى « بيض » دامنهاش گستردهتر بود ، و گفتى « يلمعن » و « لمعان » گاهگاه مىآيد ، امّا اگر « يشرقن » به كار مىبردى ،