دوّم اين كه برخى از وجوه مذكور در قرآن كريم مورد تحدّى واقع شدهاند مثلا خداوند با مشركان تحدّى كرده است كه اگر مىتوانند به اندازه ده سورهء ساختگى نظير قرآن بياورند ، امّا وجوه ديگر ، با اين كه از جانب خدا است اما مورد تحدّى واقع نشدهاند ، مانند خبر دادن از حوادث آينده ، و واقع شدن آن ، و همچنين بيان سرگذشت امتهاى پيشين و واقعهء عبد اللّه صالح با موسى ( ع ) و داستان اصحاب كهف و ذى القرنين ، بنابر اين وجود موارد مزبور در قرآن فرو فرستاده شده بر فردى امّى كه نه مىخواند و نه مىنوشت ، و نه به مكتب مىرفت ، دليل آن است كه از جانب خداست .
و همچنين احكام شرعى كه در قرآن است ، از ناحيهء خداست ، و نه از جانب محمّد ( ص ) .
ما در زمينه اين موضوع مقالاتى تحت عنوان « شريعة القرآن دليل على انه من عند اللّه » در يكى از مجلات اسلامى 33 نوشتيم كه يكى از هيأتهاى اسلامى آن را جمع آورى و به زبان فرانسوى و انگليسى ترجمه كرد ، و در آن جا با دليل اثبات كردهايم كه اين قانون استوار نمىتواند از جانب مردى امّى باشد كه چيزى نخوانده و چيزى ننوشته است ، و در يك جامعه امّى فاقد درس و مدرسه زندگى كرده است و اين شريعت با احكامش فقط از ناحيهء خداست .
و ما در آنجا مسائل مربوط به خلافت و حكومت را از ديدگاه شريعت اسلام و قانون روم با هم مقايسه كرده و بيان داشتهايم كه على رغم گذشت ، حدود سيزده قرن از پيدايش قانون روم ، بايد گفت كه در مورد مسألهء حكومت اين قانون قابل مقايسه با قانون قرآن نيست ، مگر مقايسهاى بين چوب سست و شمشير برنده ، بنابر اين امكان ندارد كه قرآن از ناحيه محمّد ( ص ) باشد ، بلكه از جانب خداست .
قانونگزاران اروپايى در مورد قانون ارث در قرآن ، معتقدند كه هنوز عقل بشر به ارائه قانونى از آن بهتر نرسيده است ؛ به همين جهت پذيرفتيم كه وجوهى را كه قرطبى در مورد اعجاز ذكر مىكند - غير از صرفه - دلالت بر اين دارد كه تمامى قرآن از جانب خداى عليم و خبير است .
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص١١٦