تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
خداوند مىفرمايد :
وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
« و اگر از جانب غير خدا بود در آن بسيار اختلاف مىيافتند » 31 قرطبى سپس اضافه مىكند كه اين 10 وجه را علماى ما ذكر كرده‌اند ، و « نظام » و برخى از « قدريّه » به وجه ديگرى اشاره كرده‌اند و آن اين كه اعجاز قرآن عبارت است از بازداشتن از معارضه با آن و « صرفه » به هنگام تحدّى و همين منع و صرفه ، معجزه است ، نه خود قرآن ، به جهت اين كه خداوند در عين تحدّى و مبارزه طلبى براى آوردن مثل آن ، همّت و توان آنان را از اين كار باز مىدارد . اين نظريه باطل است ، زيرا قبل از پديد آمدن آن ، علما اتفاق نظر داشتند كه قرآن خودش معجزه است ، و ما اگر بگوييم كه منع و صرفه معجزه است نه قرآن ، با اجماع مخالفت كرده‌ايم ، بنابر اين بايد گفت قرآن خود معجزه است ، و فصاحت و بلاغتش خارق العاده است ، زيرا كلامى اين چنين پيدا نشده است ، و خود دليل بر بطلان نظريّه صرفه است . 32 همانطور كه ديديم قرطبى وجوه بسيار از اعجاز قرآن را نقل كرد و براى اين كه استقرايش در اين زمينه كامل باشد ، پس از ذكر 10 وجه ، نظريهء صرفه را به عنوان يكى از وجوه اعجاز - در نظر طرفداران آن - به حساب آورده است ، و بعد آن را ردّ كرده است ، ما نيز قبلا آن را ردّ كرديم ، و نتيجه اين شد كه اعجاز قرآن ذاتى است و همچون قرطبى براى اثبات آن برهان آورديم ، به طورى كه نظريهء صرفه ديگر جايگاهى ندارد و گفتيم كه اين عقيده از هند به ميان مسلمانان نفوذ كرده است ، و با حقيقت و واقعيت سازگار نيست . و لكن در رابطه با نظر « قرطبى » و « قاضى عياض » دو مطلب قابل ملاحظه است : اوّل اين كه بعضى از اقسام مذكور در برخى ديگر تداخل مىكنند ، يعنى نظم قرآن و فصاحت و اسلوب و تصرف در كلام ، همگى مربوط به روش بيانى قرآن است ، و اين كلمه همهء آن اقسام را به طور كامل در بر دارد .