تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
اين نظر « قاضى عياض » - در گذشته به سال 544 ه . ق - بود . كه دو نوع نخست آن به اعجاز در بيان و لفظ مربوط مىشود ، گرچه نوع اوّل آن دربارهء تأليف و ارتباط كلمات همراه با فصاحت و بلاغت و عارى بودن از زوائد است ، و نوع دوّم آن دربارهء شكل نظم و اين دو در حقيقت با يكديگر مغايرند ، امّا به هر حال هر دو به اعجاز در سخن باز مىگردند . امّا دو نوع آخر آن در رابطه با راستى خبرهاى قرآن است ، كه نوع سوّم مربوط به اخبار آينده‌اى است كه جز خدا كسى آن را نمىداند ، و نوع چهارّم مربوط است به جريانات گذشته . « قرطبى » - در گذشته به سال 684 ه - در تفسيرش ده وجه اعجاز قرآن را ذكر مىكند : 1 - نظم و ترتيب تازه و شگفت انگيز آن كه مغاير با نظم متداول در زبان عرب و غير عرب است ، زيرا نظم آن از نوع نظم شعرى نيست ، از اينرو خداوند مى فرمايد :
وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ
، « نه ما او را شعر آموختيم و نه شاعرى شايسته اوست » 27 . 2 - اسلوب آن كه مغاير با تمام اسلوبهاى عرب مىباشد . 3 - فصاحت آن كه هرگز از ديگران ساخته نيست ، نظير سورهء ق از اوّل تا آخر ، و قول خداى متعال
. . . وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ . . .
28 تا آخر سوره و موارد ديگر . « قرطبى » از « ابن حصار » نقل مىكند كه اين سه وجه در هر سوره‌اى از قرآن لازم است تا وسيله‌اى باشد براى تشخيص كلام خدا از كلام بشر و به اعتبار آن مردم به مبارزه خوانده شوند و به عجز وادار شوند . 4 - به وجود آوردن ترتيبى خاص در زبان عرب ( به اعتبار اين كه در قرآن كلماتى از لهجه‌هاى عرب يا لغات آنها وجود دارد ) كه خارج از توان عربها مى باشد ، به طورى كه به اتفاق همهء آنان هر كلمه و هر حرف قرآن در جاى صحيح خود قرار گرفته است . 5 - خبر دادن از حوادثى كه از ابتداى خلقت تا هنگام نزول آن پديد آمده