است توسط فردى امّى كه پيش از آن نه كتابى خوانده ، و نه خطى نگاشته بود ، او از سر گذشت پيامبران با امتهايشان و از رويدادهاى قرنهاى پيشين خبر داد و همچنين به سؤال و تحدّى اهل كتاب با پيامبر ( ص ) دربارهء داستان « اصحاب كهف » و امر « موسى و خضر » - عليها السلام - و حال « ذى القرنين » پاسخى صحيح داد ؛ پاسخى كه با كتابهاى گذشته كه مورد تصديق آنان بود ، مطابقت داشت در حالى كه او فردى امّى بود كه نه چيزى خوانده ، و نه چيزى نوشته بود .
« قاضى ابن طبيب » [ در گذشته به سال 435 ه ] مىگويد : « به طور قطع ، خبر دادن از اين رويدادها ، جز به درس خواندن امكان پذير نيست ، و از آن جا كه معروف بود كه وى با اهل آثار و مورّخين و شاگردان آنان رابطه ندارد . و خود نيز درس نخوانده است تا بتواند اين اطلاعات را از كتابى گرفته باشد ، پس مىفهميم كه آن حضرت از طريق وحى از آنها آگاهى پيدا كرده است » .
6 - وفا به وعدههايى كه خداوند در محسوسات داده است ، كه برخى از آنها مطلق است ، مثل وعده به پيروزى رسول اللّه ( ص ) و بيرون كردن كسانى كه او را از وطنش خارج كردند ، و بعضى مشروط ، چون :
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
« . . . هر كه بر خدا توكل كند ، خدا او را كفايت خواهد كرد . . . » 29 .
7 - پيشگوييهايى كه فقط از راه وحى مىتوان بدانها دست يافت ، چنان كه فرمود :
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ
« اوست خدايى كه رسول خدا را با دين حق به هدايت خلق فرستاد ، تا بر همهء اديان عالم تسلط و برترى دهد . . . » 30 و چنين هم شد .
8 - در بر داشتن علومى كه در حلال و حرام و ساير احكام نگهبان مردم است .
9 - دارا بودن حكمتهاى بالغه ، كه عادتا در اين حدّ از زيادت و شرافت از بشر ساخته نيست .
10 - تناسب و هماهنگى فراگير و به دور از اختلاف در لفظ و معنى