تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
برخى راهى ديگر در عرض همان راه را پيمودند : توضيح اين كه : « ابو عيسى رمّانى » - درگذشته به سال 382 هجرى - با تأليف كتابى پيرامون اعجاز قرآن بناى سوّمى غير از بناى جاحظ و واسطى بر پا كرد ، پس از او نيز باقلانى - درگذشته به سال 403 هجرى - كتابى موسوم به « اعجاز القرآن » تدوين نمود ، كه تاريخ آن قبل از « دلائل الاعجاز » است . به نظر ما حقيقت اين است كه : « دلائل الاعجاز » تنها از واسطى الهام نگرفته است ، بلكه از همهء منابع پيشين بهره برده است ، به طورى كه هر خواننده‌اى مىيابد كه آن كتاب علاوه بر برخوردارى از مزاياى كتابهاى گذشته ، خود نيز داراى مطالب قابل استفاده مىباشد و حتّى درباره‌اش مىتوان گفت كه اساس و ريشهء علوم بلاغت - كه همهء آن برگرفته از قرآن است - و مبيّن انواع بلاغت در قرآن ، و اثبات برترى آن بر كلمات ديگران و نيز قرار دادن ضوابطى براى هر كلام بليغ ، مى باشد . روش « باقلانى » در كتابش اين است كه نخست دربارهء اعجاز سخن مى گويد و آن را اصل قرار مىدهد ؛ سپس به بحث دربارهء بلاغت مىپردازد و آن را فرع و تابع به حساب مىآورد نظير تبعيت دليل از مدلول ، و برهان از مدّعا و مقدّمه از نتيجه . نكتهء قابل توجه در اين كتاب اين است كه به كلام گذشتگان - به جز جاحظ آن هم نه به عنوان احترام و تجليل ، و يا به عنوان تحقير و تقبيح - اشاره‌اى نشده است ، و نيز هيچ گونه سخنى از نوشته‌هاى واسطى و رمّانى به ميان نيامده است ، با اين كه اين دو قبل از باقلانى مىزيسته‌اند ، و وى از نظر زمان نزديك به رمّانى بوده است ، و قطعا از نوشته‌هاى او بهره جسته است ؛ در عين حال نامى از او به ميان نياورده است . با اين حساب مىتوان ادّعا كرد كه كتاب باقلانى - چنان كه قبلا گفتيم - تنها كتابى است كه از ابتدا پيرامون اعجاز سخن گفته و به خوبى راجع به مسائل اصلى آن به بحث پرداخته است . در اين زمينه « رافعى » در كتاب « اعجاز القرآن » مىنويسد :