تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
خدا ] است ، كتابى كه همهء آياتش [ در كمال فصاحت و بلاغت ] مشابه يكديگر است ، بارها از تلاوت [ آيات عذاب ] آن خدا ترسان را لرزه بر اندام افتد ، و [ با تلاوت آيات رحمت ] به آرامش رسند . و دلهايشان را به ذكر خدا مشغول سازد اين [ كتاب ] همان هدايت خداست كه هر كه را خواهد به آن رهبرى مىفرمايد و هر كس را خدا گمراه كند ، ديگر هيچ هدايت كننده‌اى نخواهد يافت » 17 . آيا پس از اين صفاتى كه خداوند دربارهء كلام خود ذكر كرده است ، مىتوان گفت : كه مردم مىتوانند نظيرش را بياورند ؟ خدايا ! تو مىدانى كه اين تهمتى بس بزرگ است ! ه - سخن كسانى كه قائل به صرفه هستند ، چون سخن آنهاست كه قرآن را سحر مىدانند . اين مطلب را « رافعى » در كتاب « اعجاز القرآن » به ثبوت رسانده است وى مىگويد : « اعتقاد به صرفه ، دست كمى از اعتقاد به سحر در مورد قرآن ندارد ، كه خداوند آن را ردّ فرموده است ، و اعتقاد به آن را نوعى كورى دانسته است ، آن جا كه مىفرمايد :
أَ فَسِحْرٌ هذا أَمْ أَنْتُمْ لا تُبْصِرُونَ
« آيا اين [ قرآن ] جادوست ، يا شما نمىبينيد » 18 . وجه تشابه بين اين دو نظر [ صرفه و سحر ] اين است كه در هر دو مورد ، ناتوانى اعراب از معارضه ، مربوط به چيزى خارج از قرآن است ، بنابراين معناى صرفه اين است كه اعراب ناتوان از مماثله نيستند امّا چيزى از خارج مانع اين كار مىشود همچنان كه ناتوانى در معارضه با سحر ناشى از امرى خارجى است . ما قبلا گفتيم كه مشركان پس از انديشيدن و سنجيدن وضع ، علّت ناتوانى خود را سحر بودن قرآن مىدانستند : خداى سبحان دربارهء « وليد بن مغيره » مى فرمايد :
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً وَ بَنِينَ شُهُوداً وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيداً ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ كَلَّا إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً