تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
در مىيابيم كه او بر طبق مذهب خويش يعنى نفى اجتهاد ، و فتوى بر طبق ظاهر كلام و پرهيز از تعليل رفتار كرده است ، بنابراين گفتن اين كه : « سبب اعجاز قرآن بلاغتى است كه از توان قوم عرب خارج است ، و آنان به همين جهت و بدون هيچ‌گونه جدال و خصومتى در برابر قرآن به خضوع در آمدند » به نظر « ابن حزم » تعليل است و اين تعليل مصداق اجتهاد ممنوع است ، پس بايد سراغ علت ديگرى براى اعجاز غير از آنكه كه خداوند ذكر كرده است ، رفت . چنان كه مشاهده كرديد ، پس از « نظام » ميان دانشمندان موافق و مخالف نظريه صرفه اختلاف افتاد . و اكنون وقت آن رسيده است كه ما پوچى اين فكر را به طور اساسى و با ادّله صحيح و ثابت ، با استفاده از حوادث تاريخى و واقعيتهاى تغيير ناپذير ، روشن سازيم : الف - قبلا شرح داديم كه هنگامى كه اعراب قرآن را دريافت كردند بيان و اسلوب و عبارات آن ، آنان را شگفت زده كرد ؛ آنها مىگفتند : « ما هرگز تاكنون شعر يا نثرى به زيبايى كتاب خدا مشاهده نكرده‌ايم » بنابراين اعجاز ذاتى قرآن است و نه به خاطر امرى خارج از آن ، و چه دليلى دارد كه ما مبنا را بر فرضى قرار دهيم كه نه آنان گفته‌اند و نه انجام داده‌اند ، و نه توان آن را دارند ، مگر اين كه بخواهيم با يك فرضيهء خيالى ، يك حقيقت پايدار را انكار كنيم و آن را ناديده انگاريم . ب - اگر اعجاز قرآن عارضى باشد نه ذاتى ، يعنى آنان قدرت بر معارضه داشتند ولى از اين كار باز داشته مىشدند ، بايد نخست ثابت شود كه آنان چنين قدرتى را داشته‌اند در حالى كه خود آنان اظهار ناتوانى كرده‌اند ، پس ما نبايد قدرتى را كه خودشان به نداشتن آن اعتراف مىكنند ، به آنها نسبت دهيم ، و اگر چنين قدرتى داشتند بايد قبل از نزول قرآن بر آنها شعر و يا نثرى كه از نظر ترتيب و بافت و آهنگ و كيفيت بيان مانند قرآن باشد از آنان به جا مانده باشد ، امّا با جستجو در آثار به جا مانده از دوران جاهليت و اسلام ، هرگز چنين چيزى به چشم نمىخورد . از اينرو « باقلانى » - متوفاى سال 403 - « اعجاز القرآن » در صدد