مقايسه بين قرآن و بين معروفترين كلمات دورهء جاهليت از نظر بلاغت بر آمده است و مىگويد :
« اگر واقعا نظريهء صرفه درست باشد نبايد اعراب دورهء جاهليت از چيزى از نظر فصاحت و بلاغت ، حسن ترتيب و زيبايى تركيب مانند قرآن باشد باز داشته شوند ، زيرا با آنان تحدّى نشده بود و مسألهء اتمام حجت در بين نبود ، پس از آن جايى كه چنين چيزى از آنان باقى نمانده است ، آشكارا پى به پوچى اين نظريهء مىبريم . . . »
ج - اگر بپذيريم كه « صرفه » مانع از هماوردى اعراب شد ، ديگر معجزه بودن و نيروى سلب ارادهء قرآن مفهوم نخواهد داشت بلكه بايد گفت ناتوانى از خود آنان بود ، و آنان هم خود ناتوان نبودند ، بلكه خداوند آنان را عاجز ساخت ، نه قرآن ، در حالى كه مىدانيم كه قرآن معجزهء پيامبر ( ص ) است و اعتقاد به « صرفه » سبب نفى اعجاز از قرآن خواهد شد .
به علاوه معجزات پيامبران گذشته چون عصاى موسى و 9 معجزهء ديگر ، هرگز از باب صرفه نبود بلكه واقعا مردم از انجام دادن نظير آنها درمانده بودند ، پس چرا معجزهء پيامبر گرامى اسلام ( ص ) كه بالاترين معجزات است اين گونه نباشد ؟
د - خداوند متعال در توصيف قرآن آن را به پارهاى از صفات ذاتى كه بالاتر از ساير معجزات هستند ، تشبيه كرده است و اين خود نشانهء اعجاز ذاتى آن است ، چنان كه مىفرمايد :
وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً
« اگر كتابى با اعجاز بيان كوهها را به رفتار و مردگان را گفتار آرد همين قرآن با عظمت است ، آرى فرمان در همهء عالم با خداست . . . » 16
و باز مىفرمايد :
اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ
« خداوند قرآن را فرستاد كه بهترين حديث [ و نيكوترين سخن آسمانى