تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
به مخالفت برخيزد ، زيرا وى در ساختن كلمات ، و تنوع در تعبير و انديشه ، ماهر و بدان آشناست . انتقاد جاحظ از استاد خود از روى مناقشه و ستيز نبود بلكه در عمل ، او نخستين فردى بود كه كتابى در مورد اعجاز قرآن از نظر بيان نوشت ، تا عقيده با اعجاز ذاتى قرآن را اثبات ، و نظريه صرفه را مردود كند . كسانى - مانند « باقلانى » - كه در مورد اعجاز تأليفى دارند ، به انتقاد جاحظ از استادش اشاره كرده‌اند ، از جمله كسانى كه اعتقاد به صرفه به آنها نسبت داده شده ، « سيد شريف مرتضى » است كه از علماى شيعه مىباشد وى در تفسير « صرفه » اظهار داشته است كه « خداوند علومى را كه در معارضه با قرآن بدان نياز هست از آنان مىگيرد » مفهوم كلامش اين است كه آنان از نظر سخنورى ، فصاحت ، بلاغت و قدرت نظم و عبارت پردازى ، ياراى برابرى با آن را دارند ، اما به خاطر نداشتن دانشى كه بتوانند با آن شبيه قرآن را در معنى بياورند از اين كار عاجزند . اين سخن با آنچه كه خداوند متعال خواسته است يعنى آوردن ده سوره مانند قرآن آن هم فقط از نظر ترتيب و عبارت و لفظ ، نه از جهت معانى و علوم سازگار نيست . اين سخن خود اعتقاد به نوعى « صرفه » و انكار اعجاز ذاتى است ، و با محتواى قرآن منافات دارد . فقيه سخنور سرشناس « ابن حزم اندلسى » در گذشته به سال 456 هجرى ، نيز نظريهء صرفه را اختيار كرده است ، وى در كتاب « الفصل فى سبب الاعجاز » مىگويد : « كسى نگفته است كه سخن غير خدا معجزه است ، ولى چون قرآن را خدا فرستاده و آن را سخن خود قرار داده است ، طبعا آن را عاجز كننده ديگران قرار داده ، و آنان را از هماوردى ممنوع ساخته است » و بعد مىگويد : « اين دليل - بدون نياز به چيز ديگر - براى اثبات مدّعا كافى است » . اين سخن در ابتدا از « ابن حزم » عجيب به نظر مىآيد ، و لكن پس از تأمّل
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 103 | محمد أبو زهرة / محمود ذبيحى