به زمين مىافكند تا بشكند و خورد شود . آنگاه استخوانهاى خورد شده را مىخورد . هماى در غذاى خود اندازه نگه ميدارد . در ديار عجم مثل مشهور است كه اگر كسى در خورد و خوراك اندازه نگه ندارد ، به او ميگويند اگر مثل هماى ميخوردى به زحمت سوء هاضمه مبتلا نميشدى .
همان روز نظر بگ را كه همراه ما آمده بود مرخص كرديم .
فرداى آن روز سحرگاهان از قلعهء زنجير حركت كرديم . از رودخانهء بزرگى بنام طقوز اولوم ( نه مرگ ) گذشتيم و به شهر بانه آمديم و از آنجا به محروسهء بغداد رسيديم .
در بغداد با حضرت خضر پاشا ملاقات كردم . پاشا التفات بسيار نشان داد و مهربانىها كرد .
از بغداد بسوى ديار روم رهسپار شديم .
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: محمود تفضلى
ص١٨٥