تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
در آن مجلس به من يادآورى كردند كه به خدمت شاه عرض كنم مقدارى از كتابهاى مرا ابراهيم ميرزا در مشهد گرفته و ضبط كرده است . شاه فرمان خواهد داد تا فورا بياورند . اما من بفحواى « الفتنه نائمه لعن اللّه من ايقظها » از كتابها صرفنظر كردم و دنبالهء سخن را به جاى ديگر كشاندم . بالاخره غزل زير را سرودم و به شاه تقديم داشتم و اجازه مرخصى خواستم :

لمؤلفه

عاشق ايسه‌ك خون غم ييمكدن اى دل لذت آل * عارف ايسه‌ك جام مى نوش ايليوب بر حالت آل بىبقا در مال دنيا يه كوكل ميل ايلمه * قصهء قارونى واركوش ايله آندن عبرت آل آلمغه جان نقدنى منّت مىايتمزسين بنكا * قل تكلم بر نفس بندن آنى بىمنت آل رحم ايدوب بن ناتوانه كيردى غمزك زخمنه * اى طبيبم بارى كل نقد حياتى اجرت آل كزمه مجنون كيبى طاغلرده عبث اى كوه كن * عشق وادى سنده شاكرد اول بكابر صنعت آل يارى كورسه‌م أو لمدن كار اتدى حسرت جانمه * جهد ايدوب اى خسته‌دل دست « 1 » جلدن مهلت آل شبهه يوق حب الوطن ايماندندر « كاتبى » * حالكى عرض ايليوب شاه كرمدن رخصت آل « 1 »
هامش
( 1 ) - ترجمه غزل بدينقرار است