گذشتيم و در آنجا مرقد شيخ محمد دم تيز بن خواجه احمد يسوى را زيارت كرديم . از آنجا به شهر دره گزين و سپس به همدان رسيديم .
در همدان مرقد عين القضاة همدانى و پير ابو العلا مكى علمدار رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم را زيارت كرديم و از آنجا به قصبهء سعدآباد آمديم . در آنجا با حسن بك از بيگهاى ولايات مرزى ملاقات كرديم .
او نيز با تشريفات و احترام فراوان ميهمانى بزرگى بخاطر ما ترتيب داد . سپس از كنار كوه الوند و نهاوند گذشتيم از دامنهء كوههاى لرستان به دامنهء كوه بيستون رسيديم . در آن حوالى مرقد امام قاسم را زيارت كرديم و از آنجا به قصبهء ويس القرنى آمديم مرقد حضرت ويس القرن رضى الله تعالى عنه را زيارت نموديم از راه قصر شيرين از درون كردستان به قلعهء زنجير رسيديم .
آن روز ناگهان يك مرغ « هما » در آسمان ديده شد . فال خير زديم و همه بسيار خوشحال شديم . بعضىها از خجستگى ديدار هما و بعضى از احوال هما سخن بميان آوردند . چنان كه شيخ سعدى رحمة اللّه عليه هم ميفرمايد :
سعدى
هماى بر سر مرغان از آن شرف دارد * كه استخوان خورد و جانور نيازارد
بدينقرار خوراك هماى جز استخوان نيست و گويند كه با خوردن استخوان گذران مىكند . بعضىها روايت ميكنند كه هماى براى خوردن استخوان آن را به منقار ميگيرد و به اوج آسمان مىپرد و از آنجا آن را