در بيان بقيهء احوال
در اوايل ماه مبارك جمادى الاول از دجله يعنى شط بغداد با كشتى عبور كرديم . و دوباره به زيارت مزارهاى شريف رفتيم كه قبلا هم زيارت كرده بوديم . آنگاه از راه قصر سمكه و حربى به تيكريد آمديم و از آنجا به موصل رسيديم .
از راه موصل قديم و جرزه به نصيبين آمديم و از راه ولايات دياربكر و ماردين به شهر آمد رسيديم . در آنجا با اسكندر پاشا ملاقات دست داد و التفات نمود . چند بار در صحبت او بوديم .
وقتى سرگذشت خود را بيان كرديم تعجب كرد و گفت : آنچه از حادثات عالم براى شما روى داده و عجايب و غرايبى كه شما ديدهايد بلقيا « 1 » و جهانشاه « 2 » در خواب هم نديدهاند و بعد از احوال كشورها و پادشاهان و لشكر ايشان پرسيد . اين فقير هم آيهء نخستين از « سورهء
هامش
( 1 ) - سياح قديمى يونانى
( 2 ) - از تركمانان قراقويونلو