خلاصه ، به همراهان نصيحت دادم و گفتم كه براى حفظ خويش ناچاريم به اين لباس درآئيم تا كسى متعرض و مزاحم ما نشود .
لمؤلفه
بويله ايمش بويرده چونكه توده * كيم كور كينى كونينه كوره « 1 »
همهء همراهان از همين لباسهاى پوستى پوشيدند و در اول ماه ذيقعده روانه شديم .
تقريبا يك ماه در دشت قبچاق سرگردان به راه ميرفتيم . چون فصل پائيز بود هيچ چيز يافت نميشد . در اين ولايت حتى مرغ نمىپريد و كره اسبى به نظر نمىآمد . چون هيچگونه نبات و گياه يا قطرهاى آب نبود . دشتى بود بىپايان و همه صحرا و بيابان .
هامش
قزاق و قزاقچىشان زياد است * هر روز هم زيادتر ميشوند
كاروان را ميزنند و اموال را تالان ميكنند * زنها و مردها همه را ميكشند
حق اينست كه با آنها جنگ بزرگى شود * رئيسان ايشان را بايد به شمشير زد
هر كس كه گفتههاى مرا بشنود * خواهد گفت كه « كاتبى » راست ميگويد( 1 ) - معنى بيت چنين است :چون رسم و آئين اينجا چنين است * تو هم لباسى كه دلخواه ايشانست بپوش