در بيان احوالى كه در دشت قيچاق و ولايت خوارزم روى داد
در اواخر ماه مبارك شوال از شهر خيوه حركت كرديم و در مدت پنج روز به خوارزم « 1 » رسيديم . با دوست محمد خان و برادرش ايش سلطان ملاقات كرديم . مزارات شيخ نجم الدين كبرى و شيخ على رامتنى و شيخ خلوتىيان ، امام محمد بارعى و صاحب قدورى ، جار الله علامه يعنى صاحب « كشاف » ، ملا حسين خوارزمى صاحب « تفسير » ، سيد آتا و حكيم آتا را زيارت كرديم .
در خوارزم خبر وفات مرحوم و مغفور شيخ عبد اللطيف را كه در شهر وزير فوت كرده بود شنيديم . بىاندازه متأسف و غمناك شديم .
مرحوم شيخ عبد اللطيف در طريقت پير ما بود . باتفاق چند تن از همراهان خود به شهر وزير رفتم و مرقد مخدوم اعظم شيخ عبد اللطيف مرحوم را زيارت كردم و دعا خواندم . حق تعالى روح شريف او را در جنت نعيم و فردوس برين قرين مغفرت گرداند . آن شب مراسم قرآن خوانى و آش ترتيب داديم .
در آنجا قطعه تاريخ ذيل را نوشتم :
هامش
( 1 ) - خوارزم نام منطقه و ولايت بود در عين حال به شهر « اورگنج » هم گفته مىشد .