لمؤلفه
شيخ عبد اللطيف پير خوارزم * دار دنيا دين ايلدى رحلت
روح قدسى آيتى تاريخين * ايله يارب مقامينى جنت « 1 »
سپس از شاهزادگان طوايف مانغيت يعنى حاجى محمد سلطان و تيمور سلطان و محمد سلطان كه در آنجا بودند نامههائى گرفتيم و به خوارزم باز آمديم . در اين موقع شيخ صدر عالم كه از نوادگان خواجه احمد يسوى بود و از طرف براق خان به ايلچى گرى عازم روم بود نيز به خوارزم رسيد و همه به اتفاق عازم شديم .
دختر مخدوم اعظم شيخ عبد اللطيف كه زوجهء شيخ حسين خوارزمى بود باتفاق پسرش و چند تن از مسلمانان عازم سفر بودند و عرابههائى كرايه كرده بودند . همه براى خود لباسهائى از پوست گوسفند فراهم كردند چون در آن حدود براى هر كس لازمست كه به اين لباس درآيد و گرنه « ما نغيتها » كه بدتر از « ازبكان » هستند كسانى را كه در اين لباس نباشند به گمان اينكه روسى هستند مزاحم ميشوند و آزار ميرسانند .
ناچار ما نيز از همين لباسها براى خود تهيه كرديم .
هامش
( 1 ) - ترجمهء شعر چنين است :شيخ عبد اللطيف پير خوارزم * چون از دار دنيا رحلت كرد
« روح قدسى » را گفتيم تاريخش * يا رب جنت را مقامش كن