تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
غزل دوم را به لهجهء تركى روم سرودم كه اين بود :

لمؤلفه

غافل اولمه دوشد و كك ير ملك هندوستاندر * ميل ايدوب آنده قلانلر جمله سرگرداندر عالمى كشت ايلينلر ديديلر بالاتفاق * حق بو در دنياده جنت ملكت عثماندر واروب آنده بر نظر كورمك احبابك يوزين * بلمش اول اى خسته‌دل هر درد كه درماندر دوش اياغينه همايون پادشاهك رخصت آل * دائما دوشموشلره آنوك ايشى احساندر ميل ايده رسه قالمغه دل طفلى هندستانده * « كاتبى » اويمه سن آكا اول دفى او غلاندر « 1 »
هامش
( 1 ) - ترجمه غزل چنين است :غافل مشو آنجا كه تو افتاده‌اى ملك هندوستان است * آنان كه ميل كرده و آنجا مانده‌اند همه سرگردانند آنان كه عالم را گشته‌اند به اتفاق گفته‌اند * در حقيقت اگر جنت در اين دنيا هست ملك عثمان است اگر به آنجا برسى و بديدار دوستان نايل آئى * بدان كه براى هر درد دل بيمارت درمان هست بپاى همايون پادشاه بيفت و رخصت بگير * ميدانى كه دائما كار او احسان به درماندگان است اگر ميل طفل دل اينست كه در هندوستان بماند * « كاتبى » به او گوش مده چون او كودك است