تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
وحدّثني محمّد بن عبداللَّه بن جعفر الحميريّ عن أبيه ، عن عليّ بن محمّد بن سالم ، عن عبداللَّه بن حمّاد البصريّ ، عن عبداللَّه بن عبدالرّحمان الأصمّ ، عن معاوية بن وهب قال : استأذنت على أبي عبداللَّه عليه السلام ، وذكر مثله . « 1 » ابن قولويه ، كامل الزّيارات ، / 116 - 117 رقم 2 / عنه : المجلسي ، البحار « 2 » ، 98 / 51 - 52 ؛ القزويني ، تظلّم الزّهراء ، / 388 - 389 ؛ القمي ، نفس المهموم ، / 538 - 539 ؛ الموسوي الأصفهاني ، مكيال المكارم ، 2 / 415
هامش
( 1 ) - از شيخ أبو القاسم جعفر بن محمد بن قولويه قمى به سندش از معاوية بن وهب روايت شده كه : من اجازهء شرفيابى از امام ششم خواستم وبه من گفتند ، وارد شو . وارد شدم ، ديدم حضرت در خانهء خود به مصلاى خويش نشسته . من نشستم . از نماز فارغ شد وشنيدمش كه با پروردگار خود مناجاة مىكرد ومىگفت : « بار خدايا ! تو كه ما را به كرامت مخصوص كردى وشفاعت به ما وعده دادى ووصيت را خاص ما نمودى وعلم گذشته وآينده به ما عطا كردى ومحبت ما را در دل مردم انداختى ، مرا وبرادرانم را وزوار قبر حسين را بيامرز كه مال خود خرج كردند وتن خود به رنج انداختند براي رغبت در احسان به ما واميد به ثواب نزد تو در صله با ما وشاد كردن دل پيغمبرت وأجابت دستور ما وغيظ وارد كردن بر دل دشمنان ما . به اين وسيله رضاى تورا خواستند از طرف ما . رضوان را به آن‌ها پاداش ده وشب وروز آن‌ها را حفظ كن ودر أهل وأولاد آن‌ها به خوبى خلافت كن وبا آن ها يار باش وشر هر جبار عنيدى را از آن ها بگردان وهر ناتوان وتوانايى از خلق خود را وشر شياطين جن وانس را . وبه آن‌ها بزرگ‌ترين آرزويى كه از تو دارند در غربت ووطن عطا كن وآنچه را براي فرزندان واهالى وخويشان خود خواستند . بار خدايا ! دشمنان ما ، خروج آن‌ها را عيب گرفتند وآن‌ها باز نايستادند براي مخالفت مخالفان ما . رحم كن بر اين چهره‌ها كه آفتاب آن‌ها را ديگرگون كرده . رحم كن بر اين چهره ها كه بر قبر أبى عبداللَّه عليه السلام گردش مىكنند . رحم كن بر اين چشم‌ها كه براي دلسوزى ما أشك مىريزند . رحم كن بر اين دل هايى كه بىتابند وبر ما مىسوزند . رحم كن بر اين شيون‌هاى بر ما را . بار خدايا ! من اين نفوس واين بدن‌ها را به تو مىسپارم تا بر سر حوض كوثر در روز عطش برسانى . » پى درهم ، در سجده اين دعا مىكرد وچون فارغ شد ، عرض كردم : « قربانت ! اين كه از شما شنيدم ، اگر براي كسى بود كه خدا را هم نمىشناخت ، به خدا هرگز آتش اورا طعمه نمىساخت . به خدا آرزو كردم اورا زيارة كرده بودم وحج نرفته بودم . » فرمود : « تو به أو بسيار نزديكى . چه مانعى داشتى كه أو را زيارة نكردى ؟ » سپس فرمود : « اى معاوية ! آن‌ها كه در آسمان بر زوار أو دعا كنند ، بيشتر از آن‌هايند كه در زمين بر آن‌ها دعا كنند . » كمره اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 281 - 282 ( 2 ) - [ حكاه أيضاً في البحار ، 98 / 8 - 9 ، وفي مكيال المكارم ، / 104 ] .