تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
هامش
- « مرحبا ! » واورا دربر كشيد وبوسيد . فرمود : « خدا حقير كند آن‌ها را كه شما را حقير كردند ، وخدا انتقام كشد از آن‌ها كه پدران شما را كشتند ، وخدا واگذارد آن‌ها را كه شما را واگذاشتند ، وخدا لعنت كند آن‌ها را كه شما را شهيد كردند ، وخدا ياور وحافظ وناصر شما باشد . چه بسيار گريستند زنان بر شما ، وچه بسيار به طول انجاميد گريهء پيغمبران وصديقان وشهيدان وملائكهء آسمان بر شما . » پس حضرت گريست وفرمود : « اى أبو بصير ! هر گاه نظر مىكنم به سوى فرزندان حسين ، مرا حالتي روى مىدهد كه ضبط خود نمىتوانم‌كرد ، به سبب آنچه نسبت به پدر ايشان وايشان كردند . اى أبو بصير ! به درستى كه فاطمه بر حسين مىگريد وگاهى نعره مىزند كه جهنم به خروش مىآيد . چون خازنان جهنم صداى آن حضرت را مىشنوند ، جهنم را ضبط مىكنند كه مبادا زبانه بكشد وجميع أهل زمين را بسوزاند . تا آن حضرت در گريه است ، ايشان محافظت درهاى جهنم مىكنند وزبانه‌هاى آن را برمىگردانند از براي محافظت أهل زمين . وجهنم ساكن نمىشود تا آن حضرت از گريه ساكن شود . ودرياها از صداى گريهء آن حضرت نزديك است كه به جوش آيند وبر يكديگر بريزند . وبه هر قطره‌اى از آن‌ها ملكي موكل است كه چون صداى آن حضرت برمىآيد ، محافظت آن‌ها مىنمايند كه أهل زمين را غرق نكنند . وملائكة پيوسته ترسانند وبراي گريهء آن‌حضرت گريانند . تضرع واستغاثه به درگاه حق تعالى مىكنند . واهل‌عرش وآن‌ها كه بر دور عرشند ، با جميع ملائكة تضرع مىنمايند وصدا به تسبيح وتقديس حق تعالى بلند مىكنند از ترس عذاب أهل زمين . واگر يكى از صداهاى ايشان به أهل زمين برسد ، هر آينه مدهوش گردند وكوه‌ها كنده شود وزمين بلرزد . » گفتم : « فداى تو شوم ! اين امر عظيمى است كه ياد مىكنى . » حضرت فرمود : « آنچه نگفتم ، زيادة از آن است كه گفتم . » پس فرمود : « اى أبو بصير ! آيا نمىخواهى كه از آن‌ها باشى كه يارى فاطمه مىكنند در گريه كردن ؟ » پس من به‌گريه افتادم واز بسيارى گريه سخن نتوانستم گفت . حضرت به‌جاى نماز خود رفت ومشغول دعا شد . من با آن حالت از خدمت آن حضرت بيرون آمدم ونتوانستم طعام خورد ، ومرا در شب خواب نبرد . روز ديگر ترسان وخائف به خدمت آن حضرت رفتم . چون ديدم كه حضرت ساكن گرديده است ، من ساكن شدم . حمد كردم خداى را كه بر من عقوبتي نازل نشد . مجلسي ، جلاء العيون ، / 532 - 533 ابن بابويه به سند معتبر از عبداللَّه بن فضل روايت كرده است كه گفت : به خدمت حضرت صادق عليه السلام عرض كردم كه : « يا بن رسول اللَّه ! به چه علت روز عاشورا روز اندوه وجزع ومصيبت وگريه است ، وروزى كه حضرت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به عالم بقا رحلت فرمود ، وروزى كه فاطمه عليها السلام دار فانى را وداع نمود ، وروزى كه حضرت أمير المؤمنين عليه السلام شهيد شد ، وروزى كه امام حسن عليه السلام مسموم گرديد ، در