تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
فيا ويحهم ما أجرأهم على سفك دم رسول اللَّه ، ويا ويلهم ما أسرعهم إلى تقريح كبد البتول وكأنّهم قد نسوا المعاد إلى ربِّ العباد . « 1 » الطّريحي ، المنتخب ، 2 / 275 - 276
هامش
( 1 ) - شيخ مفيد به سند صحيح از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده است كه : « هر جزع كردن وگريستنى مكروه است ، به غير از جزع وگريستن بر حسين عليه السلام . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 521 ايضاً به سند معتبر از مسمع بن عبد الملك روايت كرده است كه : حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : « اى مسمع ! تو از أهل عراقي . آيا به زيارة امام حسين عليه السلام مىروى ؟ » گفتم : « نه . من مرد مشهورم از أهل بصره ، ونزد ما جماعتى هستند كه تابع خليفه اند ، ودشمنان بسيار داريم از أهل قبايل از ناصبيان وغير ايشان ، وأيمن نيستم كه أحوال مرا به والى بگويند واز ايشان ضررها به من برسد . » حضرت فرمود : « آيا هرگز به خاطر مىآورى آنچه با آن حضرت كردند ؟ » گفتم : « بلى . » فرمود : « جزع مىكنى براي مصيبت آن حضرت ؟ » گفتم : « بلى ، به خدا سوگند كه جزع مىكنم ومىگريم تا آن كه أهل من اثر اندوه در من مىيابند ، وامتناع مىكنم از خوردن طعام تا از حال من آثار مصيبت ظاهر مىشود . » حضرت فرمود كه : « خدا رحم كند گريهء تو را . به درستى كه تو شمرده مىشوى از آن‌ها كه جزع مىكنند از براي ما ، وشاد مىشوند براي شادى ما ، واندوهناك مىشوند براي اندوه ما ، وخائف مىگردند براي خوف ما ، وأيمن مىگردند براي ايمنى ما . وزود باشد كه ببينى در وقت مرگ خود كه پدران من حاضر شوند نزد تو وسفارش كنند ملك موت را از براي تو ، وبشارت‌ها دهند تورا كه ديدهء تو روشن گردد وشاد شوى ، وملك موت بر تو مهربان تر باشد از مادر مهربان نسبت به فرزند خود . » پس حضرت گريست ومن نيز گريستم ، وفرمود : « حمد مىكنم خداوندى را كه تفضيل داده است ما را بر خلق خود به رحمت ، ومخصوص گردانيده است ما أهل بيت را به رحمت خود . اى مسمع ! به درستى كه زمين وآسمان گريه مىكنند از روزى كه أمير المؤمنين شهيد شده است تا حال از براي ترحم بر ما ، وآنچه ملائكة براي ما مىگريند ، زيادة از ديگران است . از روزى كه ما كشته شده أيم ، گريهء ملائكة ساكن نگرديده است . وهر كه گريه كند براي ترحم بر ما ، البتة خدا رحمت خود را شامل حال أو گرداند ، پيش از آن كه آب از ديدهء أو بيرون آيد . چون آب بر روى أو جارى شود ، اگر قطره اى از آب ديدهء اورا در جهنم بريزند ، هر آينه حرارت أو را فرو نشاند . وكسى كه براي ما دلش به درد آيد ، در وقت مردن چون ما را ببيند شاد گردد ، وآن شادى از دلش زايل نشود ، تا در حوض كوثر بر ما وارد شود . چون دوستان ما به نزد كوثر مىآيند ، آب كوثر شاد مىگردد ، واز لذت‌هاى ألوان طعام‌ها آن قدر به كأم ايشان مىرساند كه نمىخواهند از آن جا برگردند . اى مسمع ! هر كه يك شربت از آن آب بخورد ، بعد از آن هرگز تشنه نمىشود وتعب ومشقت نمىبيند .