وقال الكاظم عليه السلام : كان أبي إذا دخل شهر المحرّم لا يُرى ضاحكاً ، وكانت الكآبة تغلب عليه حتّى تمضي عشرة أيّام منه ، فإذا كان اليوم العاشر كان ذلك اليوم يوم مصيبته وحزنه وبكائه ، ويقول : هو اليوم الّذي قُتل فيه الحسين عليه السلام . « 1 »
الأمين ، أعيان الشّيعة ، 1 / 586
هامش
-
فرمود كه : « آيا نزديكى به قبر جد من حسين مظلوم ؟ »
گفت : « بلى . »
فرمود : « چگونه است رفتن تو به زيارة أو . »
گفت : « مىروم وبسيار مىروم . »
حضرت فرمود : « اى شيخ ! اين خونى است كه حق تعالى طلب اين خون خواهد نمود ، ومصيبتى به فرزندان فاطمه نرسيده است ونخواهد رسيد ، مثل مصيبت حسين . به درستى كه أو شهيد شد با هفده نفر از أهل بيت خود كه براي دين خدا جهاد كردند وبراي خدا صبر نمودند . پس خدا خبر داد آنها را به بهترين جزاهاى صابرين . چون قيامت برپا شود ، حضرت رسالت صلى الله عليه وآله وسلم بيايد وامام حسين عليه السلام با أو باشد . وحضرت رسالت صلى الله عليه وآله وسلم دست خود را بر سر مبارك أو گذاشته باشد وخون از آن ريزد . پس گويد : خداوندا ! سؤال كن از أمت من كه به چه سبب كشتند پسر مرا ؟ »
پس حضرت فرمود : « هر جزع وگريه اى مكروه است ، مگر جزع وگريستن بر جناب امام حسين عليه السلام . »
مجلسي ، جلاء العيون ، / 579 - 580
( 1 ) - امام موسى الكاظم عليه السلام مىفرمايند : چون ماه محرم فرا مىرسيد ، ديگر پدرم خندان نبود ، بلكه اندوه از چهره اش نمايان مىشد وأشك بر گونه اش جارى بود ، تا آن كه روز دهم محرم فرا مىرسيد . در اين روز مصيبت واندوه وگريه امام بود ، پيوسته مىگريست ومىفرمود : « امروز ، روزى است كه جدم حسين ابن علي عليه السلام به شهادت رسيد . »
ادارهء پژوهش ونگارش ، ترجمهء أعيان الشيعة ، / 143