عادت كردم .
وقتىكه هركس در جائى كه برايش مقرر بود مىنشست در مقابل ميهمانان سفرهاى از پارچهء زيباى ابريشمين كه به شكل نوارى پهن بود و چندين « اون » طول و به اندازه يك دستمال سفره عرض داشت مىگستردند بعد آب را تقريبا به همان صورت كه ما عمل مىكنيم دوره مىگرداندند .
به جاى نان و بشقاب در مقابل هركس يك نان پهن و نازك از برنج كه در تنور پخته شده است مىگذاشتند . سرانجام خوانسامانهاى شاه كه همه شخصيتهاى ممتاز هستند غذاها را در قابهاى نقره يا پولاد صيقلى مىآوردند . غذاها اصولا از برنجى كه خيلى ضخيم پخته شده بود تشكيل مىشد به طوريكه غيرممكن بود به توان بدون آلوده كردن انگشتها آن را خورد . اين برنجها را بصورتهاى مختلف با شكر ، كشمش ، عسل ، بادام ، ادويه و غيره تركيب مىكردند ؛ همه غذاها بقدرى شيرين بود كه به زحمت مىشد خورد . در روى قابها گوشت هاى مختلف شكار ، كبك ، قرقاول ، گوسفند و گوشت اسب بود كه يا آنها را كباب كرده بودند و يا جوشانده و پخته بودند .
سه يا چهار تا از اين قابها را در مقابل شاه گذاشتند اما در مقابل ميهمانان ديگر هركدام يك قاب بيشتر نبود . غذا را با دست و بدون بشقاب و كارد و چنگال مىخوردند .
دو سه نفر خدمتگار با جامهاى پرآب كه در آنها ادويه جوشانده
ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 62
مساهمون: ژرژ تكتاندر فن دريابل
ص٦٢