پرسيدم گفتند قبلا اين چيزها وجود داشته است اما حالا تركها نه ناقوس را تحمل مىكنند و نه تمثال و مجسمه و تصوير را .
وقتى همه جزئيات كليسا را بازديد كردم مرا به منزل پاتريارش بردند كه با من بسيار خوب رفتار كرد و مرا در آغوش گرفت و چون مسيحى بودم از من خواهش كرد كه وقتى به حضور اعليحضرت شاه بازگشتم وساطت كنم كه ارمنىها بتوانند مراسم مذهبىشان را آزادانه انجام دهند و معافيتهاى سابق را دربارهء ايشان برقرار كنند و آنچه تركها از ايشان گرفتهاند بازگردانند .
پس از صرف غذا من با همراهانى كه شاه برايم گماشته بود و همراهانى كه ارمنيان با من فرستادند به اردوگاه بازگشتم .
وقتى به ايروان بازگشتم هنگام عبور از برابر چادر سلطنتى از اسب پياده شدم و به حضور اعليحضرت رفتم تا گزارش آنچه را در ارمنستان برايم روى نموده بود بعرض برسانم .
چهار هفته ديگر هم در آنجا مانديم تا اينكه شهر بدست نيروهاى ايرانى افتاد و شاه اجازه مراجعت مرا صادر فرمود .
تركهاى محصور در دژ شهر تعدادشان چهل هزار نفر بود كه قسمت عمدهشان فراريانى بودند كه از تبريز به آنجا آمده بودند .
شهر ايروان مدت پنج هفته مقاومت كرد تا اينكه قحطى آذوقه ، آنها را ناگزير ساخت به ايرانيها تسليم شوند كه قسمت عمدهاى از اهالى را كشتند .
ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 65
مساهمون: ژرژ تكتاندر فن دريابل
ص٦٥