نوع هم انجام مىدهند .
در نظر ايرانيان ازدواج كمتر از هرچيز اهميت دارد همانطور كه قبلا در مورد شاه گفتيم آنها آنقدر زن مىگيرند و مىخرند كه بتوانند تغذيه و نگهدارى كنند .
در مورد اخلاق و رفتارشان بايد گفت كه هرچند ايرانيها مسيحى نيستند از مسكوىها خيلى مؤدبترند و از هر لحاظ بر ايشان برترى دارند . براى غذا خوردن نه كارد به كار مىبرند و نه بشقاب . بطورى كه من در همهجا و حتى موقعىكه بر سر سفره شاه ميهمان بودم ديدم زمين اطاقى كه در آن غذا مىخورند يا حتى در اردوگاهها زمين چادرها ، با قاليهاى بسيار عالى پوشيده است و پيش از ورود به اين اطاقها يا چادرها من نيز مىبايست مانند ديگران كفشهايم را درآورم و جز جورابهايم چيزى به پا نداشته باشم .
شاه و بعد اشراف عاليقدر و پاشاها كه من نيز در ميان آنها قرار مىگرفتم و بالاخره مستشاران دربار همه دايرهوار چهار زانو و دو زانو بر زمين مىنشستند به طوريكه پاهاشان به كلى پنهان مىبود . اما من كه عادت نداشتم به آنصورت بنشينم بسيار ناراحت بودم و دعا مىكردم كه مدت غذا خيلى طولانى نباشد . من نمىتوانستم زياد بخورم و موقعىكه از جا برمىخاستم پاهايم به كلى خواب رفته بود و پيش از اينكه به حال عادى درآيد نمىتوانستم قدمى بردارم . شاه از اينجهت خيلى مرا مسخره مىكرد تا اينكه كمكم من هم به اين شكل نشستن
ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 61
مساهمون: ژرژ تكتاندر فن دريابل
ص٦١