بودند « 1 » مىگشتند . خيلى بهندرت به كسى شراب داده مىشد فقط وقتى كه شاه اجازه بدهد شراب مىدهند و آنهم موقعى است كه شاه خوش - خلق باشد . زيرا شراب براى ايرانيها ممنوع است و كيفر نوشيدن آن اعدام مىباشد .
معمولا ايرانيها با مسيحىها همغذا نمىشوند . اما در اين موقعيت نمىتوانستند از خوردن غذا خوددارى كنند زيرا شاه امر كرده بود كه با من بخورند و بياشامند . من بيش از بيست بار با اعليحضرت پادشاه غذا خوردم .
شاه مردى خوشرو ، مهربان و خوشخلق است و مخصوصا نسبت به مسيحيان بسيار مهربان و خوشرفتار مىباشد . از جنگ و تمام تمرينهاى جنگى خيلى خوشش مىآيد . در حدود سى و يك سال دارد .
در سرزمين پارتها و مادها « 2 » و ايران جنگل و چوب بسيار كمياب است و مردم مجبورند براى پختن غذا ، كاه يا تپالهء گاو و پهن كه آنها را در آفتاب خشك مىكنند به كار ببرند .
اعليحضرت از جلفا به ارمنستان كوچك رفت و به محاصرهء ايروان كه دژ اصلى اين ناحيه است پرداخت . ايروان يكصد و پنجاه ميل آلمانى با تبريز فاصله دارد . شهريست بسيار مستحكم كه در
هامش
( 1 ) - منظور شربتهاى مختلف ايرانى است - مترجم .
( 2 ) - نويسنده يك بار ديگر نامهاى باستانى را براى نواحى مختلف ايران به كار برده است - مترجم .