در برابر مسجدها حوضها و فوارههاى آب هست زيرا ايرانيها عادت دارند كه پيش از عبور از آستانهء مسجد دستها و پاهايشان را بشويند « 1 » و موقعىكه به مسجد داخل مىشوند كفشهاى خود را در مىآورند . آنها يك قطعه سنگ قهوهاى رنگ هشت گوش دارند كه به مرمر شبيه است « 2 » و آن را معمولا در قطعهاى پارچهء زيباى ابريشمين مىبندند . آنها اين سنگ را به روى زمين مسجد مىگذارند كه با قاليهاى گرانبها پوشيده شده است و در آنجا هيچگونه صندلى و يا نيمكتى نيست و ديوارها با نوشتهها و خطوط تركى « 3 » تزئين شده است . و بعد به سجده مىافتند و آن سنگ را مىبوسند و از جاى برمىخيزند و همين حركات را چند بار تكرار مىكنند « 4 » همين اعمال را در سفر و در خانههاى خود نيز انجام مىدهند . براى نماز و دعا خواندن دستها و پاهاى خود را مىشويند ، آرنجهاى خود را عريان مىكنند و كفشهاى خود را در مىآورند . اما هرگز سر خود را برهنه نمىكنند نه در موقعىكه به نماز مىپردازند و نه هنگامى كه در برابر شاه هستند و بنظرشان خيلى عجيب بود كه مىديدند من كلاهم را از سرم برمىدارم .
ايرانىها در هرسال مراسم و جشنهاى متعددى دارند كه به اين مناسبت سر خود را با تيغ مىتراشند و بعد هم زخمهاى هولناكى بر سر و بدن خود وارد مىسازند و دستهاشان را در كمال قساوت با پنبههاى آغشته
هامش
( 1 ) - منظور عمل وضو گرفتن است - مترجم .
( 2 ) - مهر نماز - مترجم .
( 3 ) - منظور خط عربى است - مترجم .
( 4 ) - توصيف نمازگذاردن است - مترجم .