براى رياست و فرماندهى خود برمىگزينند .
تعداد زنان هركدام از آنها به اندازهايست كه بتوانند غذايشان را فراهم كنند و موقعى كه زنان نازا باشند آنها را مىفروشند . همچنين دخترانشان را در مقابل چند رأس حيوان مىفروشند . بر روى هم مردمى بدجنس و فريبكار هستند .
در سرزمين آنها هوا گرمائى توانفرسا دارد . زمستان در آنجا خيلى كوتاهست و باران بهندرت مىبارد . انواع مارها و خزندگان به قدرى است كه راه رفتن در آنجا دشوار مىباشد . براى مصون ماندن از آسيب آنها علفها را كه بسيار بلند مىشوند آتش مىزنند و اغلب اين آتشها در طول چند ميل مىسوزد . اين تنها وسيله آسوده ماندن از آسيب مارهاست .
ما آمادهء حركت بوديم و كشتىمان تمام ما يحتاج سفر را بار كرده بود اما در لحظهاى كه مىخواستيم لنگر برداريم و راه بيفتيم يكى از نجباى لهستان به نام كريستوف پاولوسكى « 1 » به ديدن ما آمد كه به زبانهاى لهستانى ، آلمانى ، لاتين ، اسپانيائى و چند زبان ديگر حرف مىزد .
او از هرمز حركت كرده بود و مىخواست پس از عبور از مسكو به لهستان برود . اما چون فقط به كسانى اجازه عبور از هشتر خان داده مىشود كه سفارت و مأموريت داشته باشند او را در آنجا نگاهداشته بودند . از ارباب من ، سفير امپراطورى ، خواهش كرد كارى كند كه
هامش
( 1 ) -Christophe Pawlowsky