مقايسه كرد و درختهاى نادرى چون خيرى صحرائى و گياهان ديگرى از اين نوع در آن به عمل مىآيند . اين وضع از آنجا ناشى مىشود كه تاتارها مسكن ثابتى ندارند و مردمى چادرنشين هستند و همانطور كه قبلا در مورد چرميسها گفتيم از گوشت اسبها و گوسفندانى كه به مقدار زياد دارند تغذيه مىكنند . شير ماديانها و ميشهايشان را مىنوشند و اين شير را مىجوشانند و ترش مىكنند « 1 » و آن را در كيسههاى چرمين با خود همراه مىبرند . آنها نان را نمىشناسند و اغلب اتفاق مىافتد كسانى از آنها كه به وسيله مسكوىها زندانى مىشوند به علت اينكه نمىتوانند به خوردن نان عادت كنند مىميرند .
آنها هيچگونه پول و سكهاى به كار نمىبرند . وقتى مىخواهند چيزى بخرند به تناسب قيمت آن اسب يا گوسفند مىدهند و اگر در راهزنيها و غارتهاى خود سكههاى پول مسكوىها را بدست آورند آن را به زنهايشان مىدهند كه معمولا از آن گردنبند يا زينت آلات ديگر درست مىكنند .
مساكن خودشان را به شكل هنرمندانه از نمد و از پارچههاى پنبهاى رنگارنگ درست مىكنند كه اگر قسمت بالاى آنها مدور نمىبود به چادرهاى صحرائى شباهت مىداشت . اين مساكن را بر روى ارابه - هائى كه دو چرخ دارد و با شتر كشيده مىشود همراه خود به هرجا مىبرند .
هامش
( 1 ) - منظور ماست و پنير و دراق است - مترجم