براى آشاميدن فقط آب ناسالمى كه از درياى خزر نفوذ مىكرد وجود داشت . با اينهمه در اين سرزمين انگور و ميوه به فراوانى توليد مىشود اما ايرانيها جرأت ندارند كه شراب درست كنند و از آشاميدن شراب خيلى بيشتر بيم دارند . آنها انگور را خشك مىكنند و مىفروشند و يا آن را همانطور كه مىچينند تازهتازه مىخورند .
در نتيجهء اين محروميتها به زودى بيمار شديم . خود اربابم و تمام همراهانش كه هشت نفر بودند همه بيمار شدند . پاولوسكى پيش از ديگران از پا درآمد و فوت شد .
در آن هنگام ارباب سعادتمند من قاصدى به اصفهان كه در قلمرو سلطنت قديمى پارتهاست « 1 » و اكنون پايتخت و اقامتگاه شاه ايران مى - باشد روانه كرد .
اين شهر در فاصله چهارده روز راه با اسب ( يعنى حدود يكصد و بيست ميل آلمانى ) از لنگران قرار دارد . قاصد ما به نزد شاه ايران كه در آن موقع عازم لشكركشى به تبريز بود رفت و از او تقاضا كرد كه وسايل سفر و حركت ما را از جائى كه بوديم فراهم سازد . همچنين نزد ، پدر روحانى فرانسيسكو دىكوستا « 2 » نماينده اعزامى پاپ رفت كه كمى پيشتر به اين كشور فرستاده شده بود .
هامش
( 1 ) - تكتاندر كه ظاهرا با تاريخ قديم ايران آشنا بوده كلمات باستانى پارتها و مدى و نظاير آنها را به كار برده است - مترجم .
( 2 ) -Pere Franciscus di Costa