خواستيم راه بيفتيم بارانى كه همراه با برف بود با شدتى فوق العاده باريدن گرفت . با اينكه هوا بسيار بد بود ناچار بوديم كه حركت كنيم .
اصولا سفر از اينجا تا مسكو حتى در هواى خوب هم دشوار است زيرا راهها بد است و در بسيارى جاها با كمك تنه و شاخههاى درختان گذرگاهى به وجود آوردهاند . در اين راه بيش از ششصد گذرگاه از اين نوع وجود دارد كه گاهى اوقات طول آنها به حدود يك ميل هم مىرسد و اغلب در وضع بسيار بدى هستند .
روز 19 اكتبر به اسمولنسك رسيديم كه دو ميل آلمانى از جنگل واتا يا مرزى كه در آنجا از ما استقبال به عمل آمد فاصله دارد .
اسمولنسك شهرى بزرگ ، وسيع و بسيار پرجمعيت است كه سراسر از چوب ساخته شده و فقط از شش سال پيش حصارى سنگى برايش ساختهاند . شهر در كنار رود بزرگ نپر « 1 » يا بوريستن « 2 » كه آن را به دو قسمت مىكند ساخته شده است . سابقا اسمولنسك هم در قلمرو سلطنت لهستان بود اما در دوران سلطنت اشتفان باتورى به منظور برقرارى صلح ميان لهستانيها و مسكوىها به حكومت مسكوى واگذار شد .
ما ناچار شديم سه روز در اين شهر بمانيم تا اينكه حكمران آنجا ، شاه نيكيتا رومانوويچ تروبنسكو « 3 » كه مردى ميانه سال است و يكى از با نفوذترين مستشاران تزار مىباشد اسبها و كالسكههاى لازم براى ادامهء
هامش
( 1 ) .Neper( 2 ) .Borysthene( 3 ) .Nikita Romanovitch Trubensko