تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
ميان اسمولنسك تا مسكو سرزمين مسطح و هموار است . در هر لحظه گذرگاههائى را مىديديم كه با شاخه‌هاى قطع شده از درختان ساخته بودند ، باطلاقهائى كه با نىها پوشانيده شده بود ، جنگل‌هاى عظيم و تالابهاى نيمه يخ‌زده بسيار ديده مىشد اما يخ آنها به اندازه‌اى سفت و محكم نبود كه بتواند عبور ما را تحمل كند . عصر روز بعد از حركتمان از اسمولنسك به صومعه‌اى رسيديم كه متعلق به فرقهء سن بازيل « 1 » بود و گروهى از راهبان مسكوى در آنجا اقامت داشتند . ما شب را در آنجا مانديم . هنگام ورودمان راهبان در كليسايى كه بنابر رسم خودشان چند پله از سطح زمين بلندتر است به خواندن سرودهاى مقدس سرگرم بودند . سفير نيز براى انجام دعا و نماز به كليسا بالا رفت و تصور مىكرد همانطور كه پيش ما هم مرسوم است هركس ميل داشته باشد مىتواند به كليسا وارد شود . اما وقتى راهبان متوجه حضور او شدند با ديدگان ناراحت به او نگريستند و همين كه مراسم مذهبيشان پايان يافت يكى از آنها نزد او آمد و با كمك مترجم پرسيد كه در اين كليسا چه كار دارد و چه كسى به او گفته و حتى اجازه داده است كه به اين مكان مقدس وارد شود ؟ بعد هم پرسيد كه آيا صليبى همراه خود دارد و آيا مسيحى است ؟ سفير امپراطورى در پاسخ گفت كه تصور مىكرده است كليسا براى
هامش
( 1 ) -( Saint Basile )مترجم فرانسوى مىگويد كه تكتاندر در گزارش خود اشتباها « سن برنار » نوشته است در حالى كه در روسيه مردم بيشتر پيرو « سن بازيل » هستند .