دارند كه به هنگام سوارى بدون هيچگونه اسباب و آلتى با دهانشان سوت مىزنند و صداى سوت ايشان به اندازهاى بلند و نافذ است كه از مسافتى بسيار دور شنيده مىشود . اينها از اوان جوانى با تمرينهاى دشوار و طولانى اين طرز سوت زدن را مىآموزند .
وقتىكه سواران طبلدار به ما نزديك شدند از اسبهاشان پايين جستند و محترمترين ايشان كه مردى نسبتا مسن بود و از لباسهاش به نظر مىرسيد كه بايد شخصيت و مقامى عالى داشته باشد به سوى ما پيش آمد . سفير امپراطورى هم به استقبال او رفت و موقعىكه به فاصلهء يك قدمى يكديگر رسيدند مرد مسكوى سر خود را به علامت احترام فرود آورد و تعظيم كرد و با دست راستش زمين را لمس كرد . تمام همراهانش نيز همين كار را كردند و به اين ترتيب به ما سلام گفتند . سپس مرد مسكوى پرسيد كه نام سفير امپراطورى چيست و موقعىكه به وسيلهء مترجم اين نام به او گفته شد با اين عبارات خطاب به سفير گفت : « سنيور استفانوس ، خداوند به امپراطور بزرگ تمام سرزمينهاى روس ، بوريس فدوروويچ كه فرمانفرماى مردمى بىشمار و بزرگ و سرزمينها و سلطنتهاى متعدد مىباشند عمر طولانى عطا فرمايد . به نام اوست كه حاكم اسمولنسك مرا به سويت فرستاده است تا تقاضا كنم به سرزمين ما وارد شوى . »
با اين عبارات بود كه مرد مسكوى به ما خوشامد گفت و از ما استقبال كرد . سفير با چند كلمهء مختصر به او پاسخ گفت و يادآور شد كه از آنجهت به اين سفر دراز پرداخته كه مصمم بوده است به هر
ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 10
مساهمون: ژرژ تكتاندر فن دريابل
ص١٠