تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
خطر بوديم و ناگزير شديم كه چند شب را بدون هيچگونه خوردن و آشاميدن در جنگل‌ها بگذرانيم . روز 29 سپتامبر به ويلدو « 1 » رسيديم . در طول اين راه دوبار به چنگ قزاقها افتاديم كه مردمى پست و چپاولگرند . آنها در حالى كه چهار نعل مىتاختند و به تفنگ مسلح بودند بر سر ما فرود آمدند اما هيچگونه ناراحتى براى ما به وجود نياوردند زيرا اربابم قبلا فكر كرده بود كه خود را به عنوان سروانى كه مأموريت دارد به اردوى صدر اعظم برود معرفى كند بعلاوه ما جواز عبورى را كه از پادشاه گرفته بوديم و اربابم آن را با خود داشت به آنها نشان داديم . ويلنا شهرى بسيار بزرگ است كه در صد و ده ميلى كراكوى واقع است . در آنجا يك مركز مذهبى پراهميت و يك كانون مذهبى متعلق به ژزوئيت‌ها وجود دارد . پادشاه لهستان در اينجا چند هزار سرباز تاتار نگهدارى مىكند كه در حوالى شهر سكونت دارند . از ميان آنها تعدادى برگزيده شدند تا به عنوان اسكورت همراه ما بيايند و ما با كمك آنها بتوانيم با اطمينان از ميان قزاقها بگذريم . از ويلنا ما به سوى مسكو حركت كرديم و در راه خود از شهرى به نام وينسكو « 2 » گذشتيم كه هنوز جزء قلمرو سلطنت لهستان بود . اين شهر سراسر از چوب ساخته شده است و مردم آن از بدجنس‌ترين ،
هامش
( 1 ) .Wildow( 2 ) .Winsko