هامش
- پس آن مرد نشست ومردى ديگر برخاست وشروع كرد سؤال كردن از جهت ايذاى آن بزرگوار وعرض كرد : « يا أمير المؤمنين ! خبر ده ما را از قول حق تعالى : « يومَ يفرّ المرء من أخيه وأُمّه وأبيه وصاحبته وبنيه » ، ايشان كيستند كه از برادر ويا مادر ويا پدر ويا زن ويا فرزندان خود در روز قيامت فرار مىكنند ؟ »
فرمود : « قابيل از هابيل فرار مىكند ، وآن كسى كه از مادرش فرار مىكند موسى عليه السلام است .
( مترجم گويد كه : دور نيست كه مراد از مادر ، تربيت كننده باشد ؛ چه تربيت كنندههاى موسى در خانهء فرعون كافره بودهاند ومصنف در كتاب خصال گفته است ، جهت اين كه موسى از مادرش در روز قيامت فرار مىكند ، آن است كه مىترسد ، در حق أو كوتاهى كرده باشد وحق أو را ادا نكرده باشد . )
وآن كسى كه از پدر خود فرار مىكند ، إبراهيم عليه السلام است كه از پدرى كه أو را تربيت كرد ، يعنى آذر ، فرار مىكند نه پدر حقيقي أو كه از أو متولد شده بود ، وكسى كه از زن خود فرار مىكند لوط است ، وكسى كه از فرزند خود فرار مىكند نوح است كه از فرزند خود كنعان فرار مىكند . »
وپرسيد از أول كسى كه به مرگ ناگهانى رحلت كرد .
فرمود : « داوود بود كه در روز چهارشنبه بر روى منبر وفات يافت . »
پرسيد : « كدام چهارند كه هرگز از چهار چيز سير نشوند ؟ »
فرمود : « زمين از باران ، وزن از مرد ، وچشم از نظر كردن ، وعالم از علم . »
سؤال كرد از أول كسى كه سكه زد به درهم ودينار .
فرمود : « نمرودبن كنعان بود بعد از نوح عليه السلام . »
وسؤال كرد از أول كسى كه عمل قوم لوط كرد .
فرمود كه : « شيطان بود كه تمكين نمود كه هر كه خواهد ، به أو وطى كند وبا أو وطى كردند . »
وسؤال كرد از معنى آواز كبوتر راعبيه كه كبوتر زمين مخصوصى است ويا قسمتى از اقسام كبوتر است .
حضرت فرمود كه : « نفرين مىكند بر أهل ملاهي وكنيزهاى مغنيه ونوازندههاى ناى وآلات نواختنى . »
وسؤال كرد از كنيهء براق .
فرمود : « كنيهء براق ، أبو هلال است . »
وسؤال كرد : « چرا تبع كه اسم پادشاهى است ، مسما به اين اسم شد ؟ »
فرمود : « به جهت اين كه تبع جوانى بود نويسنده ، ونويسندهء پادشاه پيش از خود بود وهر وقت هر چه مىنوشت ، ابتداى آن مىنوشت : بسم اللَّه الّذي خلق صبحاً وريحاً . آن پادشاه به أو گفت : در ابتدأ بنويس : بسم ملك الرّعد . گفت : من ابتدأ چيزى نمىنويسم ، مگر اسم خداوند خود را وبعد از آن در حاجت تو مىكوشم وهر چه گوئى مىنويسم ، پس حق تعالى أو را جزاى جميل بخشيد وسلطنت اين پادشاه را نصيب -