هامش
- پس از آن ، آن مرد نشست ومرد ديگر برخاست وعرض كرد : « يا أمير المؤمنين ! خبر بده ما را از أول درختى كه در زمين روييده شد . »
عرض كرد : « درخت كدو بود . »
وسؤال كرد از أول كسى از أهل آسمان كه حج كرد .
فرمود : « جبرئيل عليه السلام بود . »
وسؤال كرد از أول بقعهاى كه در أيام توفان در زمين منبسط شد .
فرمود : « موضع كعبهء معظم بود كه از زبرجد سبز بود . »
وسؤال كرد از گرامىترين وادى روى زمين .
فرمود : « آن وادى اى است كه آن را سرانديب گويند كه حضرت آدم از آسمان در آنجا افتاد . »
وسؤال كرد از بدترين وادى روى زمين .
فرمود : « وادى اى است در يمن كه آن را برهوت گويند وآن از وادىهاى جهنم است . »
وسؤال كرد از زندانى كه صاحب خود را سير داد . »
فرمود : « ما هي اى بود كه يونسبن متى را گردش داد . »
وسؤال كرد از آن شش چيز كه در رحم پرورش نيافتند وآنها را مادرى نبود .
فرمود : « آدم وحوا وبرهء إبراهيم بود كه قرباني إسماعيل شد ، وعصاي موسى بود كه اژدها شد ، وشتر صالح بود ، وخفاش بود كه شكل آن را عيسى ساخت وبه اذن خداوند پرواز نمود . »
وسؤال كرد از چيزى كه دروغ بر آن بستند وحال اين كه نه از جن بود ونه از آدمي .
فرمود : « گرگى بود كه برادران يوسف بر آن افترا بستند كه تو يوسف را خوردهاى . »
وسؤال كرد از چيزى كه حق تعالى بر آن وحى فرمود وحال اين كه نه أو جن بود ونه از انس .
فرمود : « آن مگس عسلى بود كه حق تعالى وحى به آن نازل كرد . »
پرسيد : « كدام موضع است كه يك ساعت از روز آفتاب بر آن تأبيد وديگر هرگز آفتاب بر آن نتابيد ؟ »
فرمود : « دريا بود . هنگامى كه حق تعالى آن را از براي موسى عليه السلام شكافت ، زمين دريا پيدا شد وآفتاب بر آن تأبيد وبعد از آن ، آب رويش را گرفت وديگر هرگز آفتاب به آن نرسيد . »
وپرسيد كه : « اين چيست كه آشاميد هنگامى كه زنده بود وخورد هنگامى كه مرده بود ؟ »
فرمود : « اين عصاي موسى است كه هنگامى كه درخت بود ، آب مىآشاميد وهنگامى كه جماد بود ودر دست موسى بود ، اژدها مىشد ومىبلعيد . »
پرسيد كه : « كدام نذير است كه قوم خود را انذار كرد وترسانيد وحال اين كه نه از جن بود ونه از آدمي ؟ » -