تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
هامش
- پس از آن ، آن مرد نشست ومرد ديگر برخاست وعرض كرد : « يا أمير المؤمنين ! خبر بده ما را از أول درختى كه در زمين روييده شد . » عرض كرد : « درخت كدو بود . » وسؤال كرد از أول كسى از أهل آسمان كه حج كرد . فرمود : « جبرئيل عليه السلام بود . » وسؤال كرد از أول بقعه‌اى كه در أيام توفان در زمين منبسط شد . فرمود : « موضع كعبهء معظم بود كه از زبرجد سبز بود . » وسؤال كرد از گرامىترين وادى روى زمين . فرمود : « آن وادى اى است كه آن را سرانديب گويند كه حضرت آدم از آسمان در آنجا افتاد . » وسؤال كرد از بدترين وادى روى زمين . فرمود : « وادى اى است در يمن كه آن را برهوت گويند وآن از وادىهاى جهنم است . » وسؤال كرد از زندانى كه صاحب خود را سير داد . » فرمود : « ما هي اى بود كه يونس‌بن متى را گردش داد . » وسؤال كرد از آن شش چيز كه در رحم پرورش نيافتند وآن‌ها را مادرى نبود . فرمود : « آدم وحوا وبرهء إبراهيم بود كه قرباني إسماعيل شد ، وعصاي موسى بود كه اژدها شد ، وشتر صالح بود ، وخفاش بود كه شكل آن را عيسى ساخت وبه اذن خداوند پرواز نمود . » وسؤال كرد از چيزى كه دروغ بر آن بستند وحال اين كه نه از جن بود ونه از آدمي . فرمود : « گرگى بود كه برادران يوسف بر آن افترا بستند كه تو يوسف را خورده‌اى . » وسؤال كرد از چيزى كه حق تعالى بر آن وحى فرمود وحال اين كه نه أو جن بود ونه از انس . فرمود : « آن مگس عسلى بود كه حق تعالى وحى به آن نازل كرد . » پرسيد : « كدام موضع است كه يك ساعت از روز آفتاب بر آن تأبيد وديگر هرگز آفتاب بر آن نتابيد ؟ » فرمود : « دريا بود . هنگامى كه حق تعالى آن را از براي موسى عليه السلام شكافت ، زمين دريا پيدا شد وآفتاب بر آن تأبيد وبعد از آن ، آب رويش را گرفت وديگر هرگز آفتاب به آن نرسيد . » وپرسيد كه : « اين چيست كه آشاميد هنگامى كه زنده بود وخورد هنگامى كه مرده بود ؟ » فرمود : « اين عصاي موسى است كه هنگامى كه درخت بود ، آب مىآشاميد وهنگامى كه جماد بود ودر دست موسى بود ، اژدها مىشد ومىبلعيد . » پرسيد كه : « كدام نذير است كه قوم خود را انذار كرد وترسانيد وحال اين كه نه از جن بود ونه از آدمي ؟ » -