هامش
- بهشت مستقر بوديد وقلب تو از اذيتهاى دنيا سالم بود وخوشحال بودى . پس از كيد ديگر من منفك نشدى وعلى الاتصال مكر من با تو بود ، تا اين كه فوت شد تو را واز دست تو رفت آن منفعت وسود گرانبها ، يعنى بهشت . عنبر سرشت وأهل دنيا به عوض باغ ها ودره هاى پر وسعت آن ، درخت تلخ وشور داده شدند ونعمتهاى گوناگون آنها به درخت شور وتلخ مبدل شد . واگر نبود رحمت خداوند جبار ، ظاهر شدى نسيم بهشت در كف تو در باغهاى جاويد بهشت . يعنى هميشه در بهشت بودى . »
پس از آن سؤال كرد مرد شامي از آن جناب از گريهء آدم از فراق بهشت واز اين كه چه قدر أشك از دو چشم أو بيرون آمد .
حضرت فرمود : « صد سال گريه كرد واز چشم راست أو به قدر آب دجله جارى شد واز چشم چپ أو به قدر آب فرات جارى شد . »
وسؤال كرد كه : « آدم چند حج ( خانهء خدا ) به جا آورد ؟ »
فرمود : « هفتاد حجه پياده بر دو قدم خود به جاى آورد . وأول حجى كه گذارد ، مرغى كه صرد گويد ، با أو بود وأو را راهنمايى مىكرد بر موضعي كه آب داشت ، واز بهشت با أو بيرون آمده بود . و ( لذا ) از خوردن گوشت صرد وخطاف نهى وارد شده است . »
واز آن جناب سؤال كرد كه : « چرا خطاف بر روى زمين راه نمىرود ؟ »
فرمود : « به جهت اين كه هنگامى كه بيت المقدس را خراب كردند ، خطاف بر گرد آن چهل سال طواف نمود وگريه كرد وعلىالاتصال با آدم گريه نمود ، واز اين جهت در خانهها مسكن گرفت ، چنان كه آدم در خانه مسكن كرد ودر زمين آرام وقرار نگرفت كه راه رود ونُه آية اى از آيات قرآني با اوست كه به آن ترنم كند واين آيات از آياتي است كه آدم در بهشت تلاوت مىنمود وتا روز قيامت با أو باشد . سه آية از أول سورهء كهف است وسه آية از سورهء سبحان است كه ابتداى آن : « وإذا قرأتَ القُرْآن » ، است وسه آية از سورهء يس است وابتداى آن از : « وجَعَلْنا من بينِ أيديهم سَدّاً ومن خلفهِم سدّاً » است . »
وسؤال كرد از أول كسى كه كافر شد وكفر ايجاد نمود .
فرمود : « شيطان لعين . »
وسؤال كرد از اسم نوح كه : « اسم أو چه بوده است ؟ »
فرمود : « اسم أو سكن بوده است وأو را نوح گويند ، به جهت آن كه نهصد وپنجاه سال بر قوم خود نوحه كرد . »
وسؤال كرد از كشتى نوح كه : « عرض وطول آن چه مقدار بود ؟ »
فرمود : « طولش هشتصد ذراع وعرضش پانصد ذراع بود ، وارتفاع آن در جهت علو وبلندى هشتاد ذراع بود . » -